نشأه آخرين و حكم نيز اختصاص به او دارد ؛ و همگى شما بازگشتتان به سوى اوست
« كليد گنج سعادت قبول اهل دل است »
خواجه حافظ شيرازى غزلى دارد كه حاوى يك دنيا لطائف و اشارات است :
مرا به رندى و عشق آن فَضُول عيب كند * كه اعتراض بر اسرار علم غيب كند
كمال سرّ محبّت ببين نه نقص گناه * كه هر كه بى هنر افتد نظر به عيب كند
ز عطر حور بهشت آن نفَس برآيد * بوى كه خاك ميكده ما عبير جَيب كند
چنان بزد ره اسلام غمزه ساقى * كه اجتناب ز صَهْبا مگر صُهَيب كند
كليد گنج سعادت قبول اهل دلست * مباد كس كه در اين نكته شكّ و رَيب كند
شبان وادى أيمن گهى رسد * به مراد كه چند سال به جان خدمت شعيب كند
ز ديده خون بچكاند فسانه حافظ * چو ياد وقت و زمان شباب و شَيب كند « 1 »
هامش
( 1 ) « ديوان خواجه حافظ شيرازى » طبع پژمان ، ص 57 ، غزل 125