آب كم جو تشنگى آور بدست * تا بجوشد آبت از بالا و پست
تا سَقَاهُمْ رَبُّهُم آيد خطاب * تشنه باش اللَهُ أعْلَم بالصَّواب « 1 »
و همچنين با تكرار سه بيت اوّل در دفتر سوّم گفته است :
هر چه روئيد از پى محتاج رُسْت * تا بيابد طالبى چيزى كه جُسْت
حقّ تعالى كاين سموات آفريد * از براى رفع حاجات آفريد
هر كه جويا شد بيابد عاقبت * مايهاش درد است و اصل مرحمت
هر كجا دردى دوا آنجا رود * هر كجا فقرى نوا آنجا رود
هر كجا مشكل جواب آنجا رود * هر كجا پستى است آب آنجا رود
آب كم جو تشنگى آور بدست * تا بجوشد آبت از بالا و پست « 2 »
و چقدر عالى و پر محتوى ، سنائى حكيم علَيهِ الرّحمةُ و الرِّضوان اين واقعيّت را در قالب نظم در آورده است :
دل آنكس كه گشت بر تن شاه * بود آسوده ملك از او و سپاه
بد بود تن چه دل تباه بود * ظلم لشكر ز ضعف شاه بود
اين چنين پر خلل دلى كه تو راست * دد و ديوند با تو زين دل راست
پاره گوشت نام دل كردى * دل تحقيق را بحِل كردى
اينكه دل نام كردهاى به مجاز * رو به پيش سگان كوى انداز
از تن و نفس و عقل و جان بگذرد * در ره او دلى بدست آور
آنچنان دل كه وقت پيچاپيچاند * رو جز خدا نيابى هيچ « 3 »
لا يَحِلُّ الْفُتْيا لِمَن لا يَسْتَفْتِى مِنَ اللهِ عَزّ وَ جَلَّ بِصَفآءِ سِرِّه
از اينجاست كه در احاديث كثيرهاى ، علمى را فقط علم حقيقى
هامش
( 1 ) همان مصدر ، ج 2 ، ص 153 ، سطر 9 و 01
( 2 ) همان مصدر ، ج 3 ، ص 283 ، سطر 6 تا 9
( 3 ) « سفينة البحار » ج 2 ، ص 441