تكامل ، و گرنه مانند عبد النّاصر جامعة الازهر ساختن و پسران و دختران طلبه را با هم فيزيك و شيمى ياد دادن ، عين مرام و منظورِ گِلادسْتون مىباشد ؛ گرچه خود ندانيم
.
مطلب سوّم : انتظار حوزه علميّه از مربيّان و گردانندگان آن چيست ؟
و امّا مطلب سوّم ، و آن اينست كه : انتظار حوزه از فارغ التّحصيلان و مجتهدان و مربّيان و گردانندگان آن چيست ؟ رويّه و منهاج و سطح علمى و عملى آنان چطور باشد تا بتوانند از عهده اين مسؤوليّتِ عظيم برآيند ؟ !
جواب اين سؤال خيلى مشكل نيست ! بلكه آسان است . زيرا انتظار مردم از سبزى فروش آنست كه : سبزى گنديده و آلوده نياورد ، سبزى خوب بياورد . انتظار مردم از شهربانى آنست كه : پاسبانان متديّن و خوشكار و خوش فهم را بر اموال و أعراض مردم بگمارد ؛ و همچنين . . .
انتظار مردم از حوزهاى كه به نام روحانيّت و معنويّت و پاسدارى از جان و مال و ناموس و آبروى مردم ، و از دين و دنياى آنهاست ، در كشورى كه همه مسلمانند و از مكتب تشيّع اشراب ميگردند ، آنست كه : از خود بيرون دهد طلّاب پاكيزه و شايستهاى را كه مظهر قرآن و نشانگر روح رسول الله باشند ، و سيمايشان محلّ تابش انوار ائمّه هُدى باشد . و در اين زمان غيبت كه دست قاطبه مردم از ولىّ معصوم و امام زمان كوتاه است بتوانند در حدود خود بر آن منهاج عمل نموده و به مردم ارائه دهند . بتوانند معارف حقّه حقيقيّه الهيّه را براى مردم بازگو كنند ، و مربّى اخلاقى و عملى آنها در راه هدف و وصول به قلّه توحيد و اعلى رتبه ذروه كمال شخصيّت انسان بوده باشند ؛ بتوانند دين و دنياى مردم را اداره كنند ؛ و نه تنها از جهت ظاهر ، بلكه از نقطه نظر ولايت باطنيّه نيز دستگير و راهنماى مردم باشند .
مردمى باشند كه بتوانند علمى را كه رسول الله فرمود : ءَايَةٌ مُحْكَمَةٌ أَوْ فَرِيضَةٌ عَادِلَةٌ أَوْ سُنَّةٌ قَآئِمَةٌ بطور اكمل خودشان فراگيرند ، و در مرتبه دوّم با