به اين نتيجه رسيد كه : بسيارى از فروع دين و كتب مذهبى و معتقدات شرعى عيسويان همان افسانهها و اساطير ساكنين اوّلى فلسطين و شام است . » « 1 » « إرنست رنان در سال 1862 به سمت تدريس زبان عبرى ، در عالىترين مدارس پاريس برگزيده شد ، و كتاب كوچكى در شرح حال حضرت عيسى منتشر ساخت . در اين كتاب ، رنان مورّخى است كه با نظر انتقاد جزئيّات زندگانى مسيح و كيفيّت ايجاد مذهب او و نشر آن را تحت مطالعه آورده ؛ و البتّه چون مانند عيسويان معتقد در اين راه قدم بر نداشته است ، جميع مقامات فوقالعادهاى را كه روحانيّون مسيحى به پيغمبر خود نسبت مىدادهاند ، منكر است .
از آنجا كه إرنست رنان در انشاء زبان فرانسه نيز مهارت داشته است ، اين كتاب او كه به بلاغت و سلاست تمام نوشته شده بود ، به زودى مقبول طباع افتاد ؛ و كاتوليكها براى جلوگيرى از نشر آن سعى بسيار نمودند . إرنست رنان تكفير ، و از درس دادن محروم گرديد ؛ و قرائت كتاب زندگانى مسيح او براى هر كاتوليك متديّنى ممنوع شد .
اندكى قبل از إرنست رنان ، در آلمان نيز حكيمى بنام فريدريش إشتراوس « 2 » كتابى بنام « زندگانى مسيح » انتشار داده ، و جنبهء آسمانى بودن انجيل و معجزاتى را كه روحانيّون به حضرت عيسى منسوب مىدادند منكر شده بود .
او به همراهى شاگردان خود در كشور ورتمبرگ در آلمان جمعيّتى براى انتقاد انجيل و تورات از لحاظ تاريخى و علمى درست كرد ، و به اين ترتيب شعبهء جديدى از علم اديان بوجود آمد .
انتشار نوشتههاى همبولت و لايل و داروين و رنان و پيروان ايشان ،
هامش
( 1 ) همان مصدر ، ص 309 .
( 2 )Friedrich Strauss( تعليقه )