مىكرد ، جاى تعجّب نيست . فلهذا تاب تحمّل اين جلوه ذاتى احدى بر رسول خدا طورى بود كه او را مدهوش مىساخت .
بايد دانست كه : در دوران نبوّت رسول الله ، در بعضى از أوقات جبرائيل أمين به صورت دحية كلبىّ بر آن حضرت ظاهر مىشد ؛ و مردم گمان مىكردند كه :
دحيه است ، و به حضورش مشرّف شده است ؛ درحالىكه دحيه نبوده است . و رسول حضرت حقّ : جبرائيل به صورت و سيماى وى متمثّل مىگرديده است .
دحيهء كلبى مردى مسلمان ، و صادق و بسيار زيبا و صاحب جمال بود ؛ و داراى خطّ و كتابت بود ؛ و رسول خدا به وى أمر مىفرمودند تا بعضى از نامههاى آن حضرت را او بنويسد .
و در صورت تمثّل جبرائيل در حال وحى به شكل وى ، مردم نمىفهميدند كه : جبرائيل است . بلكه مىگفتند : دحيه است كه : براى انجام مأموريّت خود به حضور رسول أكرم مشرّف شده است .
بايد دانست كه : اينگونه ظهور ، تمثّلى بيش نيست . يعنى جبرائيل به شكل و صورتى مانند صورت دحيه در اين عالم ظهور داشته است . نه آنكه جبرائيل در قالب بدن دحيه داخل شده و حلول كرده است ؛ و نه آنكه او به ماهيت انسانى همچون دحيه درآمده ، و در هنگام نزول بشرى شده است .
ماهيّت فرشتگان علوى غير ماهيّت انسان است . و تغيّر و تبدّل ماهيّات محال است . نه بشرى مىتواند ملك شود ؛ و نه فرشتهاى مىتواند إنسان گردد ؛ و يا در قالب و صورت إنسان درآيد .
بلى ظهور و تمثّل بشرى به صورت فرشته ؛ و يا فرشتهاى به شكل إنسان إمكان دارد . و معناى تمثّل و حقيقت آن فقط ، بروز و ظهورى است ، به صورت و شكلى همانند وى ، بدون اتّخاذ هيچيك از آثار آن را در خود .
ابن فارض در نظم السّلوك خود ، بدين گونه تمثّل اشاره دارد ؛ و مىگويد :
من در توحيدى كه نصيبم گشته است ؛ و ظهورى كه حضرت حقّ متعال در من
نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 290
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٢٩٠