تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 286

مساهمون:

ص٢٨٦
ملكوت و تجرّد است اشتغال دارد ؛ از اين أخبار غيبيّه به تو خبر مىدهد ! ابن فارض بعدا در اينجا پنج بيت ديگر ، در شرح و توضيح همين مطلب بيان مىكند ؛ و سپس براى رفع استبعاد از باور كردن اين مطالب عاليه ، و نفائس عرفانيّه ، مشاهدات ملكوتيّه ، براى آنكه منقولات واهى و بىاساس ، و معقولات خطابى و شعرى بدون اعتماد به قياس و برهان ، إنسان را خسته نكند و اين حقايق را سرسرى و مطالب شعرى و وهمى و پندارى به شمار نياورد ؛ مىگويد :
و لا تك ممّن طيّشته « 1 » دروسه * بحيث استقلّت عقله و استفزّت ! ( 1 )
فثمّ وراء النّقل ، علم يدقّ عن * مدارك غايات العقول السّليمة . ( 2 ) « 2 »
هامش
( 1 ) در أقرب الموارد گويد : طاش الرّجل يطيش طيشا : نزق و خفّ و - فلان : ذهب عقله و بنابراين در لغت پارسى به چنين افرادى ، بىمخ مىگوئيم و عربى آن طيّاش است . ( 2 )جهان متّفق بر الهيّتش * فرومانده در كنه ماهيّتشنه إدراك در كنه ذاتش رسد * نه فكرت به غور صفاتش رسدن بر أوج ذاتش پرد مرغ وهم * نه در ذيل وصفش رسد دست فهمكه خاصان در اين ره فرس رانده‌اند * بلا احصى از تك فرومانده‌اند* * *مطلق كه بود زهر صفت پاك * هرگز نتوان نمود إدراكزان‌رو كه به عقل چون درآيد * البتّه به صورتى برآيدپس هر چه تو مىكنى خيالش * باشد ز مظاهر جمالش* * * شعرتجلّى حسن معشوق لأحباب و عشّاق * بتنزيه و تشبيه و تقييد و إطلاقتبدى وجهه حسنا تجلّى حسنه وجها * بأسماء و اوصاف و أحكام و أخلاق* * * فلا تلتفت إلى من يزعم أنّه قد وصل * إلى كنه الحقيقة المقدّسة : بلأحث التّراب فى فيه فقد ضلّ * و غوى ، و كذب و افترى ؛ فإنّالأمر أرفع و أظهر من أن يتلوّث * بخاطر البشر ، و كلّما يصوره العالم