و قومش كه سبطيان بودند ، گذشتند ؛ و دشمنش كه فرعون و قبطيان بودند همگى دستخوش غرقاب گرديدند ) .
[ معجزات انبياء ناشى از جمعيّت نفوس آنهاست ]
11 - و بواسطهء همان جمعيّت بود كه : چون بشير بشارت بازگشت يوسف را براى يعقوب آورد ؛ وقتى كه پيراهن يوسف را به روى چهرهء يعقوب افكند ؛ 12 - يعقوب با چشمش ، يوسف را ديد ، درحالىكه قبل از مقدم بشير از روى اشتياق به ملاقات يوسف ، آنقدر با آن چشم گريه كرده بود كه كور شده بود .
13 - و بواسطهء همان جمعيّت بود كه : در ميان بنى إسرائيل يعنى فرزندان يعقوب ، براى عيسى بن مريم ، مائدهاى ( سفرهء غذائى ) از آسمان نازل شد ؛ و سپس گسترده شد .
14 - و بواسطهء همان جمعيّت بود كه : عيسى بن مريم كور مادرزاد را صحّت داد ؛ و مريض مبتلا به پيسى مسرى را شفا داد ، و با يك دميدن در ميان گل ، آن را پرندهء زنده نمود و به پرواز درآورد .
ابن فارض پس از سه سطر در بيان سرّ انفعالات ظواهر در باطن ، و بيان علّت نبوّت پيامبر اكرم و افضليّت و اشرفيّت آن حضرت ، گويد :
فعالمنا منهم نبى ، و من دعا * إلى الحقّ منّا قام بالرّسليّة ( 1 )
و عارفنا فى وقتنا ، الأحمدىّ من * أولى العزم منهم ، أخذ بالعزيمة ( 2 )
و ما كان منهم معجزا صار بعده * كرامة صدّيق له أو خليفة ( 3 )
بعترته استغنت عن الرّسول الورى * و أصحابه و التّابعين الائمّة ( 4 )
كراماتهم من بعض ما خصّهم به * بما حصّهم من إرث كلّ فضيلة ( 5 ) « 1 »
1 - بنابراين عالم ما ( كه عالم بالله است ، و عالم به مبدعات و مكوّنات او ، و أوامر و نواهى او ، و عالم به أحوال روز قيامت است ) بهمنزلهء پيغمبرى است
هامش
( 1 ) ديوان ابن فارض ، ص 104 بيت 617 تا 621 .