[ مزيّت شريعت اسلام به عالى بودن معارف آنست ، نه به كثرت أحكام ]
مؤمنين شريعت محمّد صلّى الله عليه و آله و سلّم - با آنكه شريعت او كاملترين و واسعترين شرايع است - كاملتر از نوح و إبراهيم عليهما السّلام - با آنكه شريعتشان قديمتر و سابقتر است - نمىباشد .
و سرّ اين مطلب آنست كه : أحكام شرايع و عمل به آنها ، غير از حكم ولايتى است كه در كسى كه در آنها متمكّن شده است ؛ و بدانها متخلّق گرديده است ؛ پديدار شده است .
صاحب مقام توحيد خالص ، گرچه از أهل شرايع سالفه باشد ؛ أكمل و أفضل است از كسى كه : در اين شريعت متمكّن در مقام توحيد نگرديده است ؛ و حيات معرفت إلهى در روحش مستقرّ نشده ، و نور هدايت خداوندى در دلش متمركز نگشته است ؛ گرچه اين كس به شريعت محمّديه صلّى الله عليه و آله و سلّم كه أكمل و أوسع شرايع است ، عمل كند .
بنابراين ، ممكن است كسى كه داراى مقام پائينتر است از أهل شريعت كامل ، طلب هدايت كند و تقاضا و سؤال كند از خداوند متعال كه وى را به درجهء آن كسى كه داراى مقام بالاتر است از أهل شريعت غير كامل ارتقاء دهد .
و از شگفتانگيزترين گفتارى كه در اينجا ذكر شده است ؛ گفتار بعضى از محقّقين از أهل تفسير است كه : در جواب اين شبهه گفتهاند : دين خدا واحد است ؛ و آن إسلام است . و معارف اصليّه كه توحيد ، و نبوّت ، و معاد ، و متفرعات آنها ، از معارف كليّه هستند ، همگى در شرايع واحد مىباشند . و فقط مزيّت اين شريعت بر شرايع قبل از آن ، در آنست كه : أحكام فرعيّهء آن واسعتر و شاملتر است براى جميع شئون حيات و زندگى . و دين إسلام عنايتش به حفظ مصالح بندگان بيشتر است .
ديگر آنكه : أساس و بنيان اين شريعت ، بر استدلال با جميع طرق آن ، از حكمت و موعظه و جدال أحسن است . و اين دوّمين جهت مزيّت إسلام است .
و ديگر آنكه : دين اگرچه واحد است ؛ و معارف كليّه اگر چه در جميع