جملگى كفايت مىكند ؛ و نياز به يكيك جداگانه ندارد . )
[ داستان بيعت زنان در مكّه با شرط نكشتن أولاد خود را ]
و بعضى گفتهاند : در آنروز رسول خدا لباسى را بر روى دست خود انداخت ؛ و آنها دستش را از روى لباس مسح كردند .
و بعضى گفتهاند : در آنروز قدحى از آب آوردند ، رسول خدا دست خود را در آب فروبرد ، و در آورد ؛ و سپس قدح آب را به آنها داد ، و آنها دستهاى خود را در قدح فروبردند .
أمّا قول أوّل در نظر ما بيشتر به ثبوت نزديك است كه فرمود : إنّى لا اصافح النّساء . « 1 » و طبرى در تاريخ خود ، از واقدى ، نقل كرده است كه : رسول خدا در روز فتح مكّه ، أمر به كشتن شش نفر مرد و چهار نفر زن نمودند ، و از جمله زنان هند دختر عتبة بود ؛ ولى چون إسلام آورد ، و بيعت كرد ، جان به سلامت برد .
تا آنكه گويد : چون رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم از بيعت مردان فارغ شد ؛ نوبت بيعت زنان رسيد ؛ و جمعى از زنان قريش كه در ميان آنها هند دختر عتبة بود ، نقاب بر صورت زده ، و بطور ناشناس بواسطهء جنايتى كه بر حمزه نموده بود ، وارد شد ؛ چون مىترسيد بواسطهء آن عمل زشت و قبيح پيامبر او را بگيرند و بكشند .
چون به رسول الله نزديك شدند كه بيعت كنند ، رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم گفت :
تبايعنى على أن لا تشركن بالله شيئا ( شما با من بيعت مىكنيد به شرط آنكه هيچچيز را شريك خدا نياوريد ! ) هند گفت : سوگند به خدا كه : تو از ما عهد و پيمانى مىگيرى كه : از مردان نگرفتهاى ! و ما اين عهد را به تو مىدهيم !
هامش
( 1 ) مغازى محمّد بن عمر بن واقد ، متوفّى در سنهء 207 ، معروف به واقدى ج 2 ، ص 850 و ص 851 .