مى فرمايد :
الرَّبّانِىُّ : مَنْسوبٌ إلَى الرَّبِّ ، بِزِيادَةِ الالِفِ وَ النّونِ عَلَى خِلافِ الْقِياسِ ، كَالرَّقَبانىّ .
قالَ الْجَوْهَرىُّ : الرَّبَّانِىّ : الْمُتَأَلِّهُ الْعارِفُ بِاللَهِ تَعالَى . وَ كَذا قالَ الْفيروز آبادىّ .
وَ قالَ فى « الْكَشَّافِ » : الرَّبّانِىُّ : هُوَ شَديدُ التَّمَسُّكِ بِدينِ اللَهِ تَعالَى وَ طاعَتِهِ .
وَ قالَ فى « مَجْمَعِ الْبَيانِ » : هُوَ الَّذى يَرُبُّ أمْرَ النَّاسِ بِتَدْبيرِهِ وَ إصْلاحِهِ إيّاهُ .
ربّانىّ ، منسوب به ربّ است و « ياء » مشدّده در آخرش ، ياء نسبت است . يعنى بايد بگوئيم : رَبِّىّ ؛ مُنتَهَى در اينجا يك ألف و نون بين « ربّ » و بين آن « ياء » نسبت إضافه نمودهاند ؛ مثل : رَقَبَة ، كه بايد بگوئيم : رَقَبِىّ ؛ ولى گفته مىشود رَقَبانىّ .
جوهرى و فيروز آبادى گفتهاند : « رَبّانىّ ، شخصى است إلهىّ كه عارف به پروردگار متعال مىباشد . » و زمخشرىّ در « كشّاف » گفته است : « ربّانىّ ، آن كسى است كه زياد به دين و طاعت خدا تمسّك مىكند . » يعنى إلهىّ . عالم ربّانىّ : يعنى آن عالمى كه با ربّ سر و كار دارد . پس به كسى كه با پروردگار ربّ العالمين زياد سر و كار دارد ميگويند : عالم ربّانىّ . و ما در اين اصطلاح مىگوئيم : إلهىّ .
در « مجمع البيان » گفته است : « ربّانىّ آن كسى است كه مردم را تربيت مىكند . ( ربّ ، از مادّه تربيت است . و خدا را هم كه ربّ مىگويند ، به جهت اين است كه يَرُبُّ النَّاسَ ؛ مردم را تربيت كرده ، پرورش ميدهد . ) ربّانىّ ، يعنى آن عالمى كه به درد مردم ميرسد و آنها را به كمال خود دعوت مىنمايد و تربيت مىكند » .
و اين معانى ، انحصار در إمام معصوم ندارد كه بدين جهت بگوئيم : عالم
ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى) — صفحة 13
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص١٣