تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روح مجرد (يادنامه موحد عظيم و عارف كبير حاج سيد هاشم موسوى حداد) (فارسى) — صفحة 281

مساهمون:

ص٢٨١
زيرا اوّلًا از جميع همراهان و آشنايان طهرانى و همدانى و اصفهانى و شيرازى ايشان كه جمع كثيرى قريب هفتاد هشتاد نفر بودند ، از جمله آية الله حاج شيخ حسن‌على نجابت شيرازى با جميع شاگردان سلوكى و همراهانشان ، اين ميهمانى به عمل آمد ؛ و اين تعداد از جمعيّت مسألهء مهمّى بود . و ثانياً در موقع شام و گستردن سفره در صحن حياط مدرسه ، از هر نوع غذائى به نحو أحسن و أكمل موجود بود و واقعيّتِ
وَ فِيها ما تَشْتَهِيهِ الْأَنْفُسُ وَ تَلَذُّ الْأَعْيُنُ
مشهود . و اين در همان اوقاتى بود كه ايشان در نهايت شدّت كنترل و مراقبت سازمان امنيّت ( ساواك ) بودند ، و مأمورى در وسط كوچه و مأمور ديگرى در سر كوچه دائماً ايستاده بود ، و رفت و آمد واردين را زير نظر داشتند و از هويّت افراد وارد بر ايشان سوال مىنمودند . فلهذا تردّد عامّه به منزل ايشان نمىشد ، و رفت و آمد منحصر به افراد خاصّ خانواده و أمثالهم بود . نمازى را هم كه در صحن پائين پا ، به جماعت انجام ميدادند تحت مراقبت بود و با مأمور ، و راه عبورشان به نماز منحصر بود از صحن موزه كه تماسّى با مردم نداشته باشند . و آن وقت اين ضيافت با اين خصوصيّات از حضرت آقاى حدّاد براى سازمان أمنيّت سوال برانگيز بود كه اين سيّد كيست ؟ و چرا به ضيافت ايشان آمده ؟ و اين افراد أهل علم و غير اهل علم كيانند ؟ و شايد نظر توطئه‌اى دارند .

مراقبت شديد مأمورين سازمان امنيّت در آخرين شب توقّف در مشهد

لهذا در همان وقت صرف شام ، سازمان امنيّت با مأمورين خود مدرسه را محاصره نمود ، و در موقع خروج افراد از مدرسه ، جماعت ايشان را در تحت مراقبت گرفتند . حتّى گفته شد : چون مسير حضرت آقاى حدّاد از مدرسه تا مسافرخانه كه در بازارچهء حاج آقا جان بود طبعاً از صحن مطهّر ميگذشت ، به مجرّد آنكه ايشان وارد صحن مىشوند ، مأمورين با دوچرخه بقيّهء درهاى صحن را كنترل مىكنند تا خروج ايشان معلوم و محلّشان مشهود شود . و پس از خروج