إصفهانى در جواب نامهاى كه نوشتهاند ، و تقاضاى مقدّمهء موصله نموده بودند ؛ نوشتهاند ، مىآوريم ؛ تا حقيقت أمر و شدّت اهتمام شيخ ، به سير و سلوك و طىّ راه معرفت ، در لقاى حضرت أحديّت عملًا روشن شود .
اين قطعهء از نسخه ، از نسخهء استنساخى بعضى از دوستان در نجف اشرف استنساخ شده است :
« بسم الله الرّحمن الرّحيم ؛ فدايت شوم . . . در باب إعراض از جِدّ و جَهد رسميّات ، و عدم وصول به واقعيّات كه مرقوم شده ؛ و از اين مفلس استعلام مقدّمهء موصله فرموده ايد !
بى رسميّت ، بنده حقيقت آنچه را كه براى سير اين عوالم ياد گرفته ؛ و بعضى نتائجش را مفصّلًا خدمت شريف در ابتداء خود صحبت كردهام ؛ و از كثرت شوق اينكه با رفقاء در همهء عوالم همرنگ بشوم ؛ اسّ و مُخّ آنچه از لوازم اين سير مىدانستم ، بى مضايقه عرضه داشتهام .
حالا هم إجمال آن را به طريقهاى كه ياد گرفتهام ، مجدّداً اظهار مىدارم :
طريق مطلوب را براى اين راه ، معرفت نفس گفتند . چون نفس انسانى تا از عالم مثال خود نگذشته ، به عالم عقلى نخواهد رسيد . و تا به عالم عقلى نرسيده ، حقيقت معرفت حاصل نبوده ؛ و به مطلوب نخواهد رسيد .
براى سلوك ، تضعيف قواى حيوانيّت لازم است
لذا به جهت إتمام اين مقصود ، مرحوم مغفور « 1 » جزاه الله تعالى عنّا خير جزاءِ المعلِّمين مىفرمودند كه : بايد انسان يك مقدار زياده بر معمول ، تقليل غذا و استراحت بكند ؛ تا جنبهء حيوانيّت كمتر ، و روحانيّت قوّت بگيرد .
و ميزان آن را همچنين مىفرمودند كه : إنسان أوّلًا روز و شب زياده از دو مرتبه غذا نخورد ، حتّى تنقّل ما بين الغذائين نكند . ثانياً هر وقت غذا مىخورد ، بايد
هامش
( 1 ) مراد ، استاد وحيدشان در معارف الهيّه ، مرحوم آخوند مولى حسينقلى همدانى رضوان الله عليه است .