متخلّص به تائب « 1 » به عنوان استفتاء از حضرت ايشان ، در نامهاى از يك بيت از ديوان « منطق الطّير » شيخ عطّار سؤالى مىكند ، بدين گونه كه شيخ عطّار در « منطق الطّير » گويد :
دائماً او پادشاه مطلق است * در كمال عزّ خود مستغرق است
او به سر نايد ز خود آنجا كه اوست * كى رسد عقل وجود آنجا كه اوست ؟
معنى بيت دوم را بيان فرمائيد .
پاسخ آية الله آخوند مولى محمّد كاظم خراسانى از معناى دو بيت عطّار
مرحوم آخوند ، جواب مختصرى در سه سطر مىدهند ؛ و مىگويند : مقام بيش از اين گنجايش إطاله را ندارد .
آقاى شيخ اسمعيل اين سؤال را كتباً از مرحوم آية الله : آقا حاج شيخ محمّد حسين اصفهانى معروف به كمپانى مىنمايد ؛ و ايشان جواب مفصّلى كتباً در إزاءِ سؤال او مىدهند .
و نيز در همين ميان اين سؤال را كتباً از مرحوم آية الله : آقا حاج سيّد احمد طهرانى معروف به كربلائى مىنمايد ؛ و ايشان نيز جوابى كتباً مرقوم مىدارند .
جواب آقا حاج سيّد احمد با جواب حاج شيخ محمد حسين ، مخالف در آمد ، زيرا حاج شيخ بر اساس مسأله توحيد عند الحكماء كه مىگويند : صفات ثبوتيّهء حضرت حقّ با ذات او عينيّت دارند ، پاسخ مىدهد ؛ و حاج سيّد احمد ، بر اساس مسألهء توحيد عند العرفاء پاسخ مىدهد كه : ذات أقدس او از هر اسم و رسمى بالاتر است ، و اين بيت مىرساند كه : أشياء در آن مقام منيع راه ندارند ؛ و عقل را توان إراك نيست ، زيرا قبل از وصول به آن مقام ، مضمحل و فانى خواهد شد .
شيخ إسمعيل پاسخ حاج سيّد أحمد را حضور حاج شيخ مىآورد ، و ايشان پس از مطالعه ، جوابى بر ردّ مكتوب سيّد مىنويسند . او جواب شيخ را حضور سيّد مىآورد ، و ايشان پاسخى بسيار مفصّل و مستدلّ بر عليه شيخ مىنويسند
هامش
( 1 ) در « الذريعة » ج 4 ، ص 46 در تحت عنوان كتاب « تذكرة المتّقين » كه متصدّى جمعآورى آن ميرزا اسماعيل بن الحاج حسين تبريزى بوده است ، گويد : تخلّص شعرى او « تائب » ، و شهرت او « مسأله گو » بوده است .