. . . . . .
منافقون آيه 4 ) و لكن آثار و علامات و افعال و اعمال ايشان نه موافق مخلصين و نه مطابق مؤمنين است . و علامت ايشان عدم ملازمت احكام ايمان است زياده از آنچه در مؤمنين صنف اوّل در كار است .
پس هر كه را بينى كه دعواى سلوك كند و ملازمت تقوى و ورع و متابعت جميع احكام ايمان در او نباشد و به قدر سر موئى از صراط مستقيم شريعت حقّه انحراف نمايد او را منافق مىدان ، مگر آنچه به عذر يا خطا يا نسيان از او سر زند .
همچنانكه جهاد دوّم جهاد اكبر است نسبت به جهاد اوّل ، همچنين منافق اين صنف منافق اكبرند . و آنچه از براى منافقين در صحيفهء الهيّه وارد شده حقيقت آن از براى ايشان به وجه اشدّ ثابت است .
هُمْ لِلْكُفْرِ يَوْمَئِذٍ أَقْرَبُ مِنْهُمْ لِلْإِيمانِ يَقُولُونَ بِأَفْواهِهِمْ ما لَيْسَ فِي قُلُوبِهِمْ وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِما يَكْتُمُونَ
( سورهء آل عمران آيه 167 )
فَاحْذَرْهُمْ قاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّى يُؤْفَكُونَ
( سورهء منافقون آيه 4 )
إِنَّ الْمُنافِقِينَ فِي الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ وَ لَنْ تَجِدَ لَهُمْ نَصِيراً
( سورهء نساء آيه 145 ) .
و از منافقين اين صنف فرقهاى هستند كه نام مجاهد بر خود نهند و احكام شريعت را به نظر حقارت مىنگرند ، و التزام به آنها را شأن عوام مىدانند ، بلكه علماء شريعت را از خود ادنى مىخوانند ، و از پيش خود امورى چند اختراع مىكنند و آن را راه به خدا مىپسندند ، و چنان گمان مىكنند كه راه به خدا راهى است و راى راه شريعت . و در حقّ ايشان است :
وَ يُرِيدُونَ أَنْ يُفَرِّقُوا بَيْنَ اللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ يَقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَ