اين بحث بسيار نفيس و دقيق و لطيف است ، زيرا بحث از منزلگاه حقيقى و مأمن انسان و ملجأ و موطن اصلى اوست . و لذا همانطور كه استاد ما حضرت آية الله علّامهء طباطبائى مدّ ظلّه العالى فرمودهاند ، آنقدر در آيات و روايات آمده است كه قلم از استقصاء و تحرير آن خسته مىشود . و در قرآن كريم در وصف بهشت قريب سيصد آيه آمده است كه در تمام سورههاى قرآن مطّرد و شايع است ، مگر بيست سوره كه سورهء ممتحنه و منافقين و هجده سوره از سورههاى كوچك است « 1 » . و ليكن ما إن شاء الله به حول و قوّهء او به حسب مقدّر ، در پيرامون آن به بحث مىپردازيم .
بهشت كجاست ؟
و اينك بايد ببينيم : مكان و محلّ بهشت كجاست ؟
از اين آيه كه در مطلع گفتار ذكر شد ، از زبان بهشتيان كه در هنگام ورود در بهشت ، در مقام حمد و ستايش حضرت حق ميگويند :
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي صَدَقَنا وَعْدَهُ وَ أَوْرَثَنَا الْأَرْضَ نَتَبَوَّأُ مِنَ الْجَنَّةِ حَيْثُ نَشاءُ .
« حمد اختصاص به خدا دارد ، آن كسى كه وعدهء خود را به ما براستى انجام داد ، و ما را وارث زمين گردانيد تا هر كجاى از بهشت را كه بخواهيم مسكن گزينيم . »
به روشنى ميتوان استفاده نمود كه در آنجا ارتباط مخصوصى بين زمين و بهشت است . و شايد گفتار آنان كه
صَدَقَنا وَعْدَهُ
« وعدهاش را به ما براستى انجام داد . » اشاره باشد به اين آيه مباركه :
هامش
( 1 ) رسالهء « الإنسان بعد الدّنيا » خطّى ، ص 68