است كه از آشاميدن آن جلوگيرى شود .
43 - و بطور كلّى ، رايتها و پرچمهاى مردم در روز حشر و در عرصهء قيامت پنج تاست و مردم به پنج گروه تقسيم مىشوند ، كه از آن پنج گروه ، چهار گروهِ آن اهل هلاك و بَوار هستند ؛
44 - پس يكى ، رايت و پرچم گوساله و فرعون و سامرىّ اين امّت است ، كه چقدر آن رايت زشت و قبيح است .
45 - و ديگرى ، رايتى است كه در پيشاپيش آن شخص سياه چهره و سياه بدن حركت مىكند ؛ و آن عبد لئيم و احمقى است كه مچ دست او به طرف شست او پيچيده و كج شده است .
46 - و ديگرى ، رايتى است كه در جلوى آن روباهى ( و يا شخص كوتاه قدّى ) است ، كه براى امور باطل و بهتان و گزاف ، بى مانند و بى مثال است .
47 - و ديگرى ، رايتى است كه در برابر آن ، شيخ احمق و نادانى است ، كه خداوند هيچگاه خوابگاه او را خنك نگرداند .
48 - اين چهار دسته در قَعْر سَقَر نهاده شده ، و به درون دوزخ سپرده شدهاند ، كه البتّه از قعر آن هيچوقت اميد بيرون آمدن را ندارند .
49 - و ديگرى ، رايتى است كه در مقابل آن حيدر حركت مىكند ، و چنان چهرهء او مىدرخشد كه گوئى خورشيد است كه طلوع كرده و از افق سر بر آورده است .
50 - آرى در فرداى قيامت است كه حيدر با مصطفى ملاقات
معاد شناسى (فارسى) — صفحة 479
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٤٧٩