مىكشيد ، و تمام سرمايههاى خدادادى نيز فاسد و خراب مىگشت و نطفهء قابليّت و استعداد كمال در اوّلين وهله خفه مىشد .
و ليكن اين حال بَين بين كه هم اميد و ترس ؛ هم اميد شفاعت ، و هم بيم از عذاب ؛ هم اميد رحمت ، هم خوف از سَطْوَت و قهر و غضب ، با هم توأم باشد و مانند دو طفل نوزاد از يك رحم ، پيوسته با هم جليس و هم صحبت باشند ؛ انسان را از جاى خود حركت مىدهد و براى به فعليّت رسانيدن قوا و استعدادهاى خود به مراحل كمال پيش مىبرد .
بر همين اساس كلّى در مورد شفاعت نيز عمل شده است ؛ يعنى بيانات شرعيّه طورى است كه هيچ كس نمىتواند بگويد قطعاً من مورد شفاعت واقع مىشوم ، و نيز هيچ كس نمىتواند بگويد من قطعاً مورد شفاعت واقع نمىشوم .
بلى كلّيّاتى در آيات و روايات وارد است كه دلالت دارد كه شرط شفاعت ، ايمان است ؛ ايمان به خدا و به رسول خدا و به اوصياء و اولياى رسول خدا ؛ و شفاعت دربارهء مشركان و كافران و منافقان نيست . و ما اينك در اين باره ، اوّل از آيات قرآن كريم و پس از آن از روايات واردهء از معصومين به بحث مىپردازيم :
از آيه اى كه در مطلع گفتار ذكر شد به دست مىآيد كه شفاعت براى كسى است كه در نزد خدا پسنديده است . حال ببينيم مراد از پسنديدگى چيست ؟ آيا پسنديدگى در ذات و سرشت است ؟ يا پسنديدگى در عقيده و دين و آئين ؟ و يا پسنديدگى در كردار و رفتار ؟
معاد شناسى (فارسى) — صفحة 241
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٢٤١