مهربان است . »
و همانطور كه ملاحظه مىشود در اين آيات ، غرض و مقصود از عرض امانت را بر آسمانها و زمين و جبال و بالاخره قبول انسان ، تعذيب منافقين و مشركين و توبهء بر مؤمنين دانسته است ؛ و معلوم است كه توبهء خداوند بر مؤمنين همان شفاعت است .
و بنابراين امانتْ شفيع انسان است ، و البتّه معلوم است كه مراد از امانت در اينجا همان ولايت است كه از تحمّل آن ، آسمانها و زمين و كوهها عاجز آمدند و خود را بر حذر داشتند ؛ و از امانت ، امانت خاصّى اراده شده است .
شفاعت رحم و حميم در قيامت
و امّا دربارهء شفاعت رَحِم در روز قيامت ، در قرآن كريم داريم :
خُذُوهُ فَغُلُّوهُ * ثُمَّ الْجَحِيمَ صَلُّوهُ * ثُمَّ فِي سِلْسِلَةٍ ذَرْعُها سَبْعُونَ ذِراعاً فَاسْلُكُوهُ * إِنَّهُ كانَ لا يُؤْمِنُ بِاللَّهِ الْعَظِيمِ * وَ لا يَحُضُّ عَلى طَعامِ الْمِسْكِينِ * فَلَيْسَ لَهُ الْيَوْمَ هاهُنا حَمِيمٌ
. « 1 »
اين آيات دربارهء كسانى است كه نامهء عملشان از جانب شمال كه كنايه از جانب شقاوت است به آنها داده مىشود ، و پس از چند آيه اى كه در شرح حال و تأسّف آنان ذكر مىكند ، اين آيات را بيان مىكند و مفادش اينست كه به فرشتگان عذاب خطاب مىشود كه :
« بگيريد او را و در غُل بيفكنيد ! و پس از آن در آتش دوزخ بسوزانيد ! و سپس در سلسله و زنجيرى كه درازاى آن هفتاد ذراع است درآوريد ، به جهت آنكه او اينطور بود كه ايمان به خداوند
هامش
( 1 ) آيات 30 تا 35 ، از سورهء 69 : الحاقّة