بر روى آن ناقه ، جهازى از مرجان است . و آن ناقه در برابر حضرت زهراء ميخوابد و حضرت بر آن سوار مىشوند . و خداوند يك صد هزار فرشته بر مىانگيزد تا از جانب راست او حركت كنند ، و يك صد هزار فرشتهء ديگر بر مىانگيزد تا از جانب چپ او حركت كنند ، و يك صد هزار فرشتهء ديگر بر مىانگيزد تا فاطمه را بر روى بالهاى خود ميگيرند و حركت داده و تا درِ بهشت مىآورند .
چون به درِ بهشت ميرسد ، نگاهى به اين طرف و آن طرف مىافكند .
خداوند خطاب مىكند : اى دختر حبيب من ! علّت اين توجّهت به اطراف چيست ؟ درحالىكه من تو را به بهشت خودم دلالت كردم !
فاطمه ميگويد : اى پروردگار من ! من دوست دارم كه قدر و منزلت من در امروز شناخته شود !
خداوند ميفرمايد : اى فاطمه ، اى دختر حبيب من ! برگرد و ببين كه در قلب هر كه محبّت تو يا محبّت يكى از ذرّيّه تو باشد ، دست او را بگير و داخل در بهشت بنما !
حضرت باقر عليه السّلام گفتند : اى جابر سوگند به خداوند كه فاطمه در آن روز چنان شيعيان و محبّان خود را جدا مىكند همانند پرنده اى كه دانههاى خوب را از دانههاى بد جدا مىكند .
چون فاطمه با شيعيان خود به درِ بهشت برسند ، خداوند در دل آنها مىاندازد كه نگاهى به اطراف بنمايند ، و چون به اطراف نظر كنند ، خداوند ميفرمايد : اى محبّان من ! سبب التفات و توجّه شما
معاد شناسى (فارسى) — صفحة 207
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٢٠٧