قيامت است گويد :
« 1 - پس رسول الله ميرود تا جمع نمايد همهء پيغمبران را كه با آنها سخن كند زارى كنان بسوى ايشان ، كه با او بروند تا زارى كنند بسوى خداى از براى مؤمنان .
2 - پس هر يك از ترس عذر آورند .
3 - و به زندگى خداى سوگند ، بدرستى كه من خودم هم نخواهم رفت آنجا ، زيرا كه من معرفت دارم به آنچه معرفت دارم .
4 - و وقتىكه خداى اين ببيند يادآورى كند رسول خود را كه چگونه او آفريده است همه چيزها را براى محبّت او .
5 - پس ترس او بر طرف شود و بسوى عرش پا پيش نهد ، با محبّت و احترام و فرشتگان بسرايند كه خجسته باد نام پاك تو اى خداى خداى ما !
7 - و چون به نزديكى عرش شود بگشايد خداى براى رسول خود [ دروازه را ] مانند خليلى براى خليل خود بعد از آنكه مدّت مديد همديگر را نديده باشند .
8 - و رسول الله نخست آغاز كند در سخن ، پس بگويد بدرستى كه من عبادت تو ميكنم و دوستى تو مىورزم اى خداى من !
9 - و شكر تو ميگويم به تمام دل و روان خود !
10 - زيرا كه تو خواستى پس مرا آفريدى تا بندهء تو باشم !
11 - و هر چيزى را از براى محبّت من آفريدى تا از براى هر چيزى و در هر چيزى و برتر از هر چيزى دوستى تو ورزم !
معاد شناسى (فارسى) — صفحة 166
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص١٦٦