من شما را دلالت ميكنم بر فرزند صدّيق خودم كه در ميان قوم نهصد و پنجاه سال درنگ كرد و آنها را دعوت مىنمود ، و هر چه او را تكذيب ميكردند تصديقش به خداى متعال بيشتر مىشد و آن نوح است .
خلائق به نزد نوح مىآيند و ميگويند : از پروردگارت بخواه كه گرچه بسوى آتش باشد حكم ما را صادر كند !
نوح ميگويد : من چنين كسى نيستم ! من همان كسى هستم كه گفتم : پسر من از اهل من است ؛ و ليكن شما را رهبرى ميكنم بسوى كسى كه خداوند او را در دنيا خليل خود گردانيد ! به نزد ابراهيم برويد !
خلائق به نزد ابراهيم ميروند ، او ميگويد : من چنين كسى نيستم ! من همان كسى هستم كه گفتم : إِنِّى سَقِيمٌ ، من مريض هستم ؛ و ليكن شما را راهنمائى ميكنم بر كسى كه خداوند با او سخن گفت سخن گفتنى ، و او موسى است .
خلائق به نزد موسى مىآيند و از او درخواست مىكنند او به آنها ميگويد : من چنين كسى نيستم ؛ إنِّى قَتَلْتُ نَفْساً ، من كسى را كشتهام ! و ليكن من شما را دلالت مىنمايم بر كسى كه به اذن خدا جان مىآفريد ، و كور مادرزاد و مبتلى به مرض پيسى را به اذن خدا شفا مىبخشيد ، و او عيسى است .
خلائق به نزد عيسى ميروند و او نيز ميگويد : من چنين كسى نيستم و ليكن شما را رهبرى ميكنم بر آن كسى كه شما را در دنيا به
معاد شناسى (فارسى) — صفحة 152
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص١٥٢