وَ إِنّى وَ إنْ كُنْتُ ابْنَ ءَادَمَ صُورَةٍ * فَلى فيهِ مَعْنًى شاهدٌ بِأبُوَّتى « 1 »
« و حقّاً من اگرچه از نقطه نظر صورت فرزند آدم أبو البشر هستم ؛ و ليكن از جهت باطن و حقيقت در من معنائى وجود دارد كه گواهى مىدهد كه من پدر او هستم » .
و لذا مىبينيم ؛ حضرت آدم بو البشر و حضرت نوح و إبراهيم و موسى و عيسى و ساير انبياء على نبيّنا و آله و عليهم الصّلاة و السّلام براى رفع موانع غيبى و باز شدن سبل سلام و طىّ معارج و مدارج قُرب به انوار طيّبه پنج تن آل عبا توسّل مىجستهاند ؛ و بنابراين راههاى باطنى ايشان بسوى خدا مختلف بوده و تمام اين راهها هم موصل به مطلوب و مقام قرب و معرفت حضرت حقّ بوده است .
در آيه مباركه :
وَ الَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا وَ إِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ
« 2 »
« كسانى كه در راه ما جهاد مىكنند ما آنها را به راههاى خود هدايت مىنمائيم » .
صراط مستقيم واحد است و سبل سلام متعدد
ملاحظه مىشود كه سبل يعنى راه به صيغه جمع آمده است يعنى براى وصول به خدا و كسب مقام تقرّب و خلوص خداوند راههائى وجود دارد ؛ امّا صراط مستقيم واحد است و نمىتواند بيش از يكى باشد .
اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ صِراطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ
. « 3 »
« راه مستقيم را به ما نشان بده و ما را به آن راه هدايت كن ! راه كسانى كه بر ايشان نعمت عنايت نمودى ! »
هامش
( 1 ) « ديوان ابن فارض » ص 105 ، بيت 631 از تائيّه كبرى : نظم السّلوك
( 2 ) آيه 69 ، از سورهء 29 : العنكبوت
( 3 ) آيه 6 و صدر آيه 7 ، از سورهء 1 : الفاتحة