و اصحاب الشمال و شقاوت پيشگان ميرسند به ائمّه خود و بدانها ملحق ميشوند و با آنها به جهنّم ميروند ؛ ولى تمام اين دستگاه من حيث المجموع در تحت سيطره و علم و حيات و اراده آن ولايت كلّيّه است كه بهشتىها را به بهشت و جهنّمىها را به جهنّم مىبرد ؛ و در آن روايات مستفيضهاى كه از شيعه و عامّه وارد است كه عَلىٌّ قسِيمُ الْجَنَّةِ وَ النَّارِ « 1 » اين حقيقت به خوبى به دست مىآيد ، و اين جمله عالى و راقى شرح و تفصيلش نياز به كتابهائى دارد .
آن كتاب اصلى همان موجودات است اعمّ از موجودات مُلكى يا ملكوتى كه ظهور و بروز حقائق اعمال انسان باشد ؛ و امّا خصوص نتيجهء اعمالى را كه مردم در قيامت مشاهده ميكنند كه كتاب و نامهء عمل خود آنهاست از روى همان كتاب اصل نسخه بردارى مىشود :
إِنَّا كُنَّا نَسْتَنْسِخُ ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ
.
بنابراين ، از آن كتاب مبين كه در تحت سيطرهء روح ولايت كلّيّه است نسبت به اصحاب يمين نسخه برداشته مىشود ، يعنى اعمال آنها از آن كتاب مبين كه راجع به آنهاست مشخّص ميگردد ، و نسبت به اصحاب الشمال و اشقياء نيز نسخه برداشته مىشود ؛ يعنى از همهء كتاب مبين ، آن مقدارى كه راجع به هر يك از آنهاست مشخّص ميگردد ؛ اشقياء بسوى كتاب خود خوانده ميشوند و سُعداء نيز بسوى كتاب خود خوانده ميشوند .
هامش
( 1 ) يعنى علىّ تقسيم كننده بهشت و دوزخ است ؛ و ما در جلد اوّل « امامشناسى » راجع به سند و دلالت اين حديث بياناتى آوردهايم .