قالَ : أَنَا ذَلِكَ الإمَامُ . « 1 »
« عمّار ياسر گويد : من با حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام در بعضى از جنگهاى آن حضرت بودم تا اينكه از يك وادى عبور كرديم كه آن بيابان مملوّ و سرشار بود از مورچه . من عرض كردم : آيا كسى از مخلوقات خدا هست كه شمارش اين مورچهها را بداند ؟ !
حضرت فرمود : آرى اى عمّار ! من مىشناسم مردى را كه عدد آنها را ميداند ، و نيز ميداند در ميان آنها چقدر نر و چقدر ماده هستند !
عرض كردم : اى أمير المؤمنين ! آن مرد كيست ؟
فرمود : اى عمّار مگر در سورهء يس نخواندهاى كه ما هر چيز را در امام مبين شمارش ميكنيم !
عرض كردم : آرى اى آقاى من و مولاى من !
فرمود : من آن امام مبين هستم !
در تفسير « بُرهان » در همين موضع كه در تفسير اين آيه است :
وَ كُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْناهُ فِي إِمامٍ مُبِينٍ ،
كه در سورهء يس است ، روايات عديدهاى را نقل مىكند كه دلالت دارند بر آنكه مراد از امام مبين أمير المؤمنين عليه السّلام هستند و در حديث مُفضَّل خمسهء طيّبه ذكر شده است ، و على كُلّ تقديرٍ مراد جميع أئمّهء طيّبين صلوات الله و سلامه عليهم أجمعين هستند .
حقيقت مقام ولايت و امام و كتاب تكوين
در مباحثى كه سابقاً در همين كتاب « معادشناسى » داشتهايم و نيز
هامش
( 1 ) « تفسير برهان » ج 2 ، ص 886