در اين آيات نيز بجاى
مَنْ أُوتِيَ كِتابَهُ بِشِمالِهِ
جمله
وَ مَنْ كانَ فِي هذِهِ أَعْمى فَهُوَ فِي الْآخِرَةِ أَعْمى وَ أَضَلُّ سَبِيلًا
قرار گرفته است . يعنى شمال در مقابل يمين همان بدبختى و كورى باطنى و شقاوت و گمراهى است .
در اين آيه مباركه ميفرمايد : ما هر دسته را به سبب امامشان ميخوانيم . و نامهء عمل كسانى كه از ناحيهء راست به آنها داده مىشود چنانست . پس امام غير از يمين و ناحيهء سعادت است ، و غير از كتاب و نامهء عمل است .
نامه بهشتىها از جانب سعادت داده مىشود
مردم سعادتمند به سبب و بوسيلهء امام خوانده ميشوند ؛ و از ناحيهء سعادت نامهء عمل به آنها ميرسد .
امام مثل مغناطيس و آهن رباست كه تمام اشياء هم شكل خود را در طيف مغناطيسى خود جمع مىكند .
آهن ربا تمام ذرّات آهن را به خود ميگيرد ، نه ذرّات مس و رُوى و نيكل را . امامانِ حقّ و پيشوايان عدل ، افراد حقّ و عادل ؛ و امامانِ باطل افراد منحرف و ستيزهجو و متعدّى را به سمت خود ميكشند .
ذرّه ذرّه كاندرين ارض و سماست * جنس خود را همچو كاه و كهرباست
معده نان را ميكشد تا مستقرّ * ميكشد مر آب را تفّ جگر
چشم جذّاب بتان زين كويهاست * مغزجويان از گلستان بويهاست