مثل مروان ؛ چون اين مرد ( عبد الرّحمن ) اسلام آورد ، و از افاضل و أبطال صحابه بود ، و به اسلام در جنگ يَمامه و غيره كمك كرد ، و الإسْلامُ يَجُبُّ ما قَبْلَهُ . « اسلام قطع مىكند و مىبُرد زشتيها و سيّئات ما قبل از اسلام را . » و كافر در صورتى كه اسلام بياورد ، ديگر سزاوار نيست او را به گفتههاى قبل از اسلامش تعييب و تعيير نمود - تمام شد گفتار « روح المعانى » .
علّامهء طباطبائى به اين گفتار اشكال دارند به اينكه : اين روايات اگر صحيح باشد و نزول آيه
وَ الَّذِي قالَ لِوالِدَيْهِ أُفٍّ لَكُما
دربارهء عبد الرّحمن بن أبى بكر ثابت باشد ، هيچ چاره و مفرّى نيست از اينكه بگوئيم : آيه مباركه ، شهادت به كفر و عذاب و خسران عبد الرّحمن نموده است .
چون در آيه وارد است كه :
أُولئِكَ الَّذِينَ حَقَّ عَلَيْهِمُ الْقَوْلُ
. تا آنكه ميگويد :
إِنَّهُمْ كانُوا خاسِرِينَ
. و اين لحن خطاب قرآن قابل توجيه نيست ؛ و آنچه را در « روح المعانى » به عنوان دفاع آورده است نافع و دافع نخواهد بود . « 1 »
آراء مختلفه در كيفيّت معاد روحانى و جسمانى
بعضى انكار معاد را كردند و گفتند كه : معاد نداريم ؛
ما هِيَ إِلَّا حَياتُنَا الدُّنْيا نَمُوتُ وَ نَحْيا وَ ما يُهْلِكُنا إِلَّا الدَّهْرُ
« 2 » « غير از اين خورد و خوراك و آشاميدنى و خواب و إطفاء شهوت و غيرها چيزى نيست ، يك زندگى و عيش حيوانى بيش نيست ، و پس از آن انسان
هامش
( 1 ) « الميزان » طبع أوّل ، ج 18 ، ص 225 و 226
( 2 ) قسمتى از آيه 24 ، از سورهء 45 : الجاثية