فِي الْأَرْضِ
« 1 »
.
« آثار سوء چون كف روى آب از بين ميرود ؛ و امّا آنچه به مردم خير و رحمت مىرساند در روى زمين باقى مىماند . »
تمام اين تأثيرات و تأثّرات كه در عالم مشاهده مىكنيم متعلّق به نفوس است امّا بإذن الله .
چون هيچ موجودى در ذات و در فعل و اثرش ، بدون اذن پروردگار لباس هستى در بر نمىكند .
اذن خداوند در تأثير نفوس ، اذن تكوينى و حقيقى است نه اذن اعتبارى
اين اذن يك اذن اعتبارى نيست مانند سائر عقود و عهودى كه در عالم دنيا و اعتبار صورت ميگيرد ، مثل اينكه انسان بگويد : إلَهى اسْتَجَزْتُ مِنْكَ . « خدايا من از تو طلب اجازه ميكنم . » او هم در پاسخ بگويد : عَبْدى أجَزْتُ لَكَ . « بندهء من ، به تو اجازه دادم . »
بلكه يك اذن تكوينى و حقيقى است در نفوس ، كه اثر آن امكان تأثير نفوس در مُجاز است .
نفس در ظرف تكوين و واقعيّت ، در مرحلهاى واقع مىشود كه در اين مرحله ذات اقدس حقّ تعالى از اين سبب تجلّى مىكند ، و ارادهء حضرتش از اين وسيله و مفتاح در خارج ، لباس وجود و هستى مىپوشد .
رو مجرّد شو مجرّد را ببين ، و كار مجرّد را بكن ، اشاره به تحقّق همين حالت انقطاع در نفوس است .
الآن ما همه در اين مسجد نشستهايم و همه چيز را مىبينيم
هامش
( 1 ) ، قسمتى از آيه 17 ، از سورهء 13 : الرّعد