و عدم تلقّى قول حقّ و گفتار صدق ، محمل ديگرى نمىتواند داشته باشد .
اينها ميخواهند خدا را با چشم ببينند ؛ خدا جسم نيست و با چشمى كه اجسام و محسوسات را ادراك مىكند ديده نمىشود . خدا آن ايمانى را كه ميخواهيد بعد از ديدن خدا را با چشمانتان بياوريد ، اصلًا آن ايمان را قبول ندارد ؛ آن ايمان ، ايمان نيست ، آن كفر است .
آنگاه چگونه ، بر فرض محال ، خدا خودش را به صورت جسم بر شما مجسّم كند ، كه اين حقيقت كفر است ، تا با اين مقدّمهء كفريّه شما ايمان صحيح بياوريد ؛ مگر مىشود كفر مقدّمهء ايمان گردد ؟
مگر تمام طرق و راههاى ايمان بسته شده است و فقط اين مقدّمهء كفريّه باقى مانده است كه خدا براى ايمان آوردن شما از آن استمداد جويد ؟
ميگويند : ما ايمان نمىآوريم تا زمانى كه فرشته بر ما فرود آيد .
فرود آمدن فرشته ، ملازم با صفاى روح و تزكيهء نفس است . پيامبر كه فرشته را ميديد چون قلبش ملكوتى بود . آن دل صافى و روشن و آن ضمير آگاه و پاك ميتواند مَلَك را ببيند .
شما هم به دستور خدا و اين پيامبر دل خود را پاك ، و از زنگار شهوت و غضب و خواطر نفس امّاره و اضطراب خيالات تمويهيّه رها و ساكن و آرام سازيد تا بتوانيد مَلَك را مشاهده كنيد !
ولى هم اكنون كه ايمان نياوردهايد و مشركيد و به رذائل اخلاق و قبائح اعمال ، آلودهايد چگونه قلب آلوده و مضطرب شما ميتواند
معاد شناسى (فارسى) — صفحة 6
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٦