حال بر اين اساس شما فرض كنيد كه پيغمبر شما هم ملكى است كه لباس مادّه پوشيده و به اين عالم فرود آمده است .
هيچ ملكى به عالم مادّه فرود نمىآيد مگر آنكه لباس مادّه بپوشد و اگر انسان بخواهد او را ببيند ، بايد به صورت جسم ببيند ؛ و وقتى انسان ميتواند ملك را به صورت واقعى تجرّدى خود ببيند كه خودش هم مجرّد شده باشد .
كسى كه از اين عالم ميرود يا به خلع اختيارى و نسيان عالم كثرت و يا به موت و خلع اضطرارى ، فرشته را مىبيند ؛ كسى كه بخواهد بميرد ملك الموت را مىبيند چون حال تجرّد پيدا نموده است ، اطرافيان او نمىبينند چون واجد اين حال نيستند و شرطش موجود نيست .
تقاضاى رؤيت فرشته بدون حصول شرط تجرّد تمنّاى مشروط بدون حصول شرط آن است ؛
وَ عَتَوْا عُتُوًّا كَبِيراً
. اين سخن ، سخن متجاوزانهاى است كه از قاعده و قانون و سنّت الهيّه تجاوز نموده و صاحبان اين منطق از تجاوزكاران و تعدّى كنندگانند .
روى قواعد فطريّه و عقليّه بايد از رسول خدا تقليد و تبعيّت كرد و قاعدهء شرعيّه نيز آن را امضا مىكند ، و الّا قافلهء مؤمنان بار بسته و با راهنماى خدا به سرحدّ مقام
قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى
ميرسند ، و مردم سركش و مستكبر در دوزخ جهل و مظاهر عالم بُعد گرفتار و در پيلهء خود بينى و خودستائى محروم و معذّب مىمانند .
خواستههاى بيجاى منكران رسالت در سورهء إسراء
در سورهء إسراء پس از آنكه منكران براى رسالت رسول خدا