نمىكند و مستكبران را دستخوش بَوار و هلاك ميسازد .
أَ وَ لَمْ يَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ قَدْ أَهْلَكَ مِنْ قَبْلِهِ مِنَ الْقُرُونِ مَنْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُ قُوَّةً وَ أَكْثَرُ جَمْعاً وَ لا يُسْئَلُ عَنْ ذُنُوبِهِمُ الْمُجْرِمُونَ
« 1 » .
« آيا او نمىدانست كه خداوند از امّتهاى قبل از او چه بسيار افرادى را كه از نقطه نظر قدرت و أعوان و اموال بيشتر بوده و مجرم شدند و در مقابل امر خدا خودپسندى و بلندمنشى كردند ، همه را دستخوش هلاك ساخت ؟ و گناهكاران و مجرمان از گناه خود سؤال نخواهند شد تا آنكه مهلت عذر تراشى و يا اظهار تذلّل پيدا نمايند . »
تا به سرحدى از تكبّر و ناز و نعمت و قدرت رسيد كه مورد غِبطه و حسد قوم خود واقع شده ، و مردم عامّى از جاه و جلال او در شگفت و بر مقام و عظمت او رشك مىبردند . كه ناگهان عذاب خدا او را گرفت و خود با تمام سرمايه و زندگى و خانه و قصر در ميان زمين شكافته شده فرو رفت ؛ و نه علمى و نه قدرتى و نه يار و اعوانى نتوانستند او را يارى نموده و از كام زمين بيرون كشند .
فَخَسَفْنا بِهِ وَ بِدارِهِ الْأَرْضَ فَما كانَ لَهُ مِنْ فِئَةٍ يَنْصُرُونَهُ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ ما كانَ مِنَ المُنْتَصِرِينَ
« 2 » .
و هلاكت و بدبختى بطورى گريبانش را گرفت كه افرادى كه ديروز بر او حسد مىبردند ، امروز گفتند : الحمد للّه كه ما بجاى قارون نبوديم .
هامش
( 1 ) قسمتى از آيه 78 ، از سورهء 28 : القصص
( 2 ) آيه 81 ، از سورهء 28 : القصص