تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاد شناسى (فارسى) — صفحة 70

مساهمون:

ص٧٠
لذا عاشق هر راهى هستند كه آنها را به معشوقشان برساند گرچه قتل نفوس و نهب اموال محترمه باشد . آنها عاشق حيات و زندگى عالم غرورند نه ابديّت و سرمديّت .
يافتم من مرگ خود ، خود زندگى است * زندگيّم سربه‌سر پايندگى است اقْتُلونى اقْتُلونى يا ثِقاتْ * إنَّ فى قَتْلى حَيَوةً فى حَيَوةْ « 1 »

مرگ در نزد ابراهيم خليل و أمير المؤمنين عليهما السّلام

از حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام روايت است كه چون خداوند اراده فرمود پيامبرش حضرت إبراهيم خليل را قبض روح كند ، ملك الموت را به سوى او فرو فرستاد . ملك الموت چون به ابراهيم رسيد عرض كرد : السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا إبْرَاهِيمُ . « سلام بر تو باد اى ابراهيم . » ابراهيم گفت : وَ عَلَيْكَ السَّلَامُ يَا مَلَكَ الْمَوْتِ ؛ أَ دَاعٍ أَمْ نَاعٍ ؟ « بر تو سلام باد اى فرشتهء مرگ ؛ آمدى مرا به سوى پروردگارم بخوانى كه به اختيار اجابت كنم يا آنكه خبر مرگ مرا آورده‌اى و بايد به اضطرار شربت مرگ را بنوشم ؟ » عزرائيل گفت : اى إبراهيم ! بلكه آمده‌ام كه تو را به اختيار به
هامش
( 1 ) گويند اين رباعى از بابا أفضل كاشى است و اصل آن اين است :آزمودم مرگ من در زندگى است * چون روم زين زندگى پايندگى است اقْتُلونى اقْتُلونى يا ثِقاتْ * إنَّ فى قَتْلى حَيَوةً فى حَيَوةْو در « مثنوى » طبع سنگى ميرزا محمودى ، ص 294 موجود است .
معاد شناسى (فارسى) — صفحة 70 | السيد محمد حسين الطهراني