تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاد شناسى (فارسى) — صفحة 65

مساهمون:

ص٦٥
إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ
. « 1 » « حقّاً ما براى خدا هستيم و ما به سوى او از بازگشت كنندگانيم . »
يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ إِنَّكَ كادِحٌ إِلى رَبِّكَ كَدْحاً فَمُلاقِيهِ
« 2 » « اى انسان حقّاً كه تو با تعب و سختى در مقام حركت بسوى پروردگارت مىباشى و او را ملاقات خواهى نمود . » بازگشت نفس انسان و به سر رسيدن اجل دنيوى و رسيدن به اجل مسمّى و انتقال از مادّه به عالم مثال و صورت ، مرگ است . البتّه حقيقت مرگ امرى محسوس نيست كه بتوان آن را با حسّ ادراك كرد ، چون مرگ انتقال از عالم طبع و حسّ است به عالم ما فوق حسّ كه آن را برزخ و مثال گويند ، بنابراين با حسّ ادراك نمىشود . مرگ حركت از عالم طبع و مادّه است و بنابراين با حسّ كه خود از طبع و مادّه است چگونه ادراك شود ؟

كلام ابن سينا در علّت ترس مردم از مرگ

شيخ الرّئيس أبوعلىسينا در رسالهء « الشّفآء مِن خَوف المَوت » راجع به حقيقت مرگ و علّت ترس از آن مطالبى دارد كه ما عين ترجمهء آن را در اينجا مىآوريم : « امّا كسى كه مردن را جاهل است و نمىداند كه حقيقتش چيست ، پس من براى او بيان مىكنم و روشن مىسازم كه مرگ بيشتر از آن نيست كه نفس انسانى آلات خود را كه آنها را استعمال مىنمود ترك مىكند - و آن آلات همان اعضاى او هستند كه مجموعهء آنها را
هامش
( 1 ) ذيل آيه 156 ، از سورهء 2 : البقرة ( 2 ) آيه 6 ، از سورهء 84 : الإنشقاق