آنجا يافتم و جانش را قبض كردم . « 1 »
أَيُّهَا النَّاسُ ! كُلُّ امْرِىً لَاقٍ مَا يَفِرُّ مِنْهُ فِى فِرَارِه . در عين فرار از مرگ آن را استقبال نموده در آغوش مىگيرد ، و فرار عين استقبال است و هيچكس قادر بر فرار نيست چون هر فرارى بهر كيفيّتى و بهر صورتى خود فرو رفتن در كام مرگ است .
معنى دو نوع اجل در قرآن مجيد : اجل و اجل مسمّى
« اجل » دو معنى دارد : يكى به معنى مدّت و زمان ؛ اجل فلان كس پنجاه سال است يعنى مدّت عمر او اين مقدار است .
لِكُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ
يعنى براى هر گروهى مهلت و زمان خاصّى است .
و ديگرى به معناى رأس و سرآمد مدّت ؛ اجل دَين يعنى نقطهء سرآمد آن كه بايد در آن نقطه دين پرداخته شود .
فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ
يعنى زمانى كه رأس مدّت زندگى آنها بيايد . در سورهء سبأ آمده است :
قُلْ لَكُمْ مِيعادُ يَوْمٍ لا تَسْتَأْخِرُونَ عَنْهُ ساعَةً وَ لا تَسْتَقْدِمُونَ
« 2 »
در اينجا ميعاد به معنى رأس المدّة و زمان رسيدن وعده است ؛ « اى پيغمبر بگو : براى شما وعدهء روزى خواهد رسيد كه در آن سر رسيد نمىتوانيد ساعتى را تأخير اندازيد و نه آنكه ساعتى به جلو بيفتيد . »
آن روز كه رسيد ، عمر سپرى شده است و اجل رسيده است .
و ليكن در اينجا لطيفهاى است در قرآن مجيد كه بسيار شايان دقّت و توجّه است ؛ در يكى از آيات قرآن مىفرمايد :
هامش
( 1 ) : دفتر اوّل « مثنوى » طبع ميرخانى ، ص 26
( 2 ) آيه 30 ، از سورهء 34 : سَبَأ