مىكند ؛ مىفرمايد : اين زندگى دنيا ، اين زندگى كه بشر با اين صحنهء وسيع از اعتبارات و خواستهها و آرزوها كه عمر خود را بر اساس آنها سپرى مىكند ، و ساعات و دقائق خود را بر آنها منطبق مىنمايد ، و بالاخره با دست تهى از دنيا مىرود ، از پنج موضوع خارج نيست . اين زندگى كه حقيقةً ما دون زندگى حيوانات و بهائم است ، اين اعتباريّاتى كه بشر را به خود مشغول نموده و از حقائق دور نموده و از زيست درندگان پائينتر آورده است ، مركّب است از لَعِب : بازى بدون خواهش نفسانى ، و لَهْو : كارهائى كه انسان روى تمايلات نفسانى انجام مىدهد و غرض عقلائى صحيحى بر آن مترتّب نيست ، و زينَة : روى باطل و اعتبارات را به لباس حقيقت پوشانيدن و امور فانيه را به صورت امور باقيه جلوه دادن ،
وَ تَفاخُرٌ بَيْنَكُمْ
: خودپسندى نمودن و بر اساس تفاخر و مباهات امور زندگى خود را بنا نهادن ، و
تَكاثُرٌ فِي الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلادِ
: پيوسته بدنبال زياد نمودن مقدار اموال و تعداد اولاد بر آمدن .
مرحوم شيخ بهاء الدّين عاملى ( ره ) كلام لطيفى « 1 » در تفسير اين آيه دارد و مىفرمايد : خداوند اين پنج مرتبه را به موازات سير عمر افراد بشر بيان فرموده است . چون انسان در اوّل مرحله از زندگى كه
هامش
( 1 ) اين مطلب را علّامهء طباطبائى مُدّ ظلُّه العالى در حاشيهء رسالهء مخطوطهء « الإنسان فى الدّنيا » از شيخ بهائى نقل كردهاند . و نيز در تفسير « الميزان » ج 19 ، ص 188 ضمن تفسير اين آيه از سورهء حديد ، از مرحوم شيخ بواسطه نقل فرمودهاند .