مىگويد :
وَ الْآخِرَةُ خَيْرٌ وَ أَبْقى
« 1 » « سراى آخرت مورد اختيار است و آن سراى ابديّت و بقاء است . » آن عالم لقاء و عرفان است . آنجا محلّ ادراك حقائق و كشف دقائق بدون پرده و حجاب است . لذا با إخبار به مرگ ، زود حركت مىكند و سبك و سبكبار ميرود .
و اگر فرضاً كافرى كه رابطهء خود را با باطن و معنى قطع كرده است ، تمام اقسام مصائب و بلاها و رنجها و مرضها و فقرها و تنگدستيها به وى رو آورده باشد ، به او بگويند مىميرى راضى نمىشود ؛ زيرا مىداند در جائى مىرود از اينجا تنگتر و سختتر و تاريكتر و ناخوشايندهتر ؛ چون در آن عوالم غريب است ، غريب محض .
اشتياق مؤمن به مرگ
باطن مؤمن از ظاهرش بهتر ، و باطن كافر از ظاهرش آلودهتر است .
مؤمن آرزوى لقاى خدا را دارد ، و راه براى او باز است . زيرا مىبيند نتيجهء زحمات عمرش در اين راه ، در ناموس عالم هستى ضايع و باطل نشده ، و اينك كه پا از اين مرحله بيرون گذارَد همه در مقابل ديدگانش مهيّا و آماده است . مزد و ثواب ، اجر و پاداش ، بهشت و رضوان ، لقاء حضرت محبوب ، همه و همه حاضرند ؛ آنچه در دنيا براى او مخفى بوده در اينجا آشكارا شده است .
و همين پرده و حجاب تن كه تا اندازهاى و لو فىالجمله مانع از رسيدن به اقصى مراتب تجرّد بود از بين ميرود و با مرگ ، خود را در
هامش
( 1 ) آيه 17 ، از سورهء 87 : الاعلَى