تاريك و شب باشد و نيمى ديگر روشن و روز .
قدماء كه عقيده به كروى بودن زمين داشتند مىدانستند كه پيوسته نيمى از زمين شب است و نيمى ديگر روز ، ولى آنها روز و شب را ناشى از حركت خورشيد در اطراف كرهء زمين مىدانستند .
چه شد كه جعفر صادق عليه السلام در دوازده قرن قبل توانست پى ببرد كه زمين اطراف خود مىگردد ، و در نتيجه روز و شب به وجود مىآيد ؟
دانشمندان قرون پانزدهم و هفدهم ميلادى كه نام چند نفر از آنها برده شد با اينكه يك قسمت از قوانين مكانيك نجومى را كشف كرده بودند نتوانستند پى ببرند كه زمين به دور خود مىگردد و چگونه جعفر صادق در نقطهاى دور افتاده چون مدينه كه از مراكز علمى آن روز دور بود ، توانست دريابد كه زمين اطراف خود مىگردد ؟ « 1 »
پيدايش دنيا و نظريهء اتم
پيدايش دنيا
جعفر صادق راجع به پيدايش دنيا چنين گفته است :
جهان از يك جرثومه به وجود آمد و آن جرثومه داراى دو قطب متضادّ شد و دو قطب متضاد سبب پيدايش ذرّه گرديد ، و آنگاه مادّه به وجود آمد ، و مادّه تنوّع پيدا كرد ، و تنوّع مادّه ناشى از كمى يا زيادى ذرّات آنها مىباشد .
اين تئورى با تئورى اتمى امروزى راجع به وجود آمدن جهان هيچ تفاوت ندارد . و دو قطب متضادّ دو شارژ مثبت و منفى درون اتم است و آن دو شارژ ، سبب تكوين
هامش
( 1 ) « خواندنيها » ، سال 33 شمارهء 47 و 48 « مغز متفكّر جهان شيعه » ، منتخب از ص 117 تا ص 120 .