از اهل بيت معصيت سر نمىزند به علّت آنكه نيّت معصيت نمىكنند ، و نيّت معصيت نمىكنند چون ميل و اشتهاى به گناه را ندارند ، و ميل و اشتهاى به گناه را ندارند چون در نفس آنان نقطهء تاريك و سياهى يا خطّ آلوده و كثيفى نيست تا به پيرو آن ، اين ميل و اشتهائى كه حكم طفل متولّد از قواى نفسانيّه را دارد پيدا شود .
و چون اين آيه مباركه ذهاب رجس را از نفوس آنان مىرساند ، بنابراين از همهء مراتب وجودى آنان كه تابع و پيرو نفس آنان است ذهاب رجس خواهد شد .
و اين عالىترين درجهء عصمت است ، يعنى عصمت در سرّ و عصمت در نفس و عصمت در قواى خياليّه و وهميّه و عصمت در افعال خارجيّه ، عصمكم اللّه من الزّلل و آمنكم من الفتن و طهّركم من الدّنس و اذهب عنكم الرّجس و طهّركم تطهيرا « 1 » .
و از همين جا مىتوان استدلال بر امامت امير المؤمنين عليه السّلام نمود چون خود آن حضرت مدّعى خلافت بعد از رسول اكرم بودند و حضرت امام حسن و امام حسين عليهما السّلام نيز مدّعى خلافت آن حضرت بودند و نيز حضرت زهراء عليها السّلام به امامت آنها قائل بودند و چون اين چهار نفر از اهل بيت هستند و به مقتضاى آيه كريمه ، معصوماند و معصوم دروغ نمىگويد چون دروغ رجس است ، بنابر اين بالاستلزام امامت آن حضرت ثابت است ، و از اين استدلال براى عامّه كه منكر امامت آن حضرتاند راه گريزى نيست .
و مىتوان استدلال بر غصب فدك نمود چون حضرت صدّيقه عليها السّلام به مقتضاى اين آيه معصوم است و معصوم دروغ نمىگويد و مال مردم را نمىبرد ، اگر فدك مال مسلمانان بود چگونه معصوم ادّعاى ملكيّت آن را براى خود مىنمايد ؟ ! مرحوم سيّد شرف الدّين ( ره ) گويد : نبهانى در اوّل كتاب خود بنام « الشّرف - المؤبّد » آيه تطهير را ذكر كرده و سپس گويد : جماعتى از اعلام ( عامّه ) از اين آيه استفادهء عصمت براى اهل بيت عليهم السّلام نمودهاند ، و اينك ما عين الفاظ او را بيان مىكنيم .
امام ابو جعفر محمّد بن جرير طبرى در « تفسير » خود گويد : خدا مىگويد :
إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ
السّوء و الفحشاء يا اهل محمّد
وَ يُطَهِّرَكُمْ
من الدّنس الّذى
هامش
( 1 ) يك فقره از زيارت جامعهء كبيره .