احتجاج سوّم امام حسن عليه السّلام به آيه تطهير
در وقتى است كه در جنگ با معاويه به ران آن حضرت خنجر زدند . پس از بهبودى ، حضرت خطبهاى خواندند اين خطبه را از عامّه هيثمى و ابن كثير با مختصر اختلافى در لفظ آوردهاند و ما به عبارت هيثمى بيان مىكنيم .
انّ الحسن بن علىّ حين قتل علىّ استخلف ، فبينا هو يصلّى بالنّاس اذ وثب رجل فطعنه بخنجر فى وركه فتمرّض منها اشهرا ثمّ قام فخطب على المنبر فقال : يا اهل - العراق اتّقوا اللّه فينا فانّا امراؤكم و ضيفانكم ، و نحن اهل البيت الّذى قال اللّه عزّ و جلّ :
« إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً »
، فما زال يومئذ يتكلّم حتّى ما نرى فى المسجد الّا باكيا . « 1 » و سپس هيثمى گويد : اين حديث را طبرانى روايت كرده و روات حديث از موثّقين هستند . « حضرت امام حسن عليه السّلام بعد از شهادت پدرش كه به خلافت رسيد در وقتى كه با مردم نماز جماعت مىخواند ناگهان مردى جست و با خنجر بر ران آن حضرت وارد كرد ، حضرت چند ماه مريض شدند و پس از بهبودى به مسجد آمده و خطبه بر منبر خواندند و گفتند : اى اهل عراق از خدا بپرهيزيد و دربارهء ما اهل بيت چنين مكنيد زيرا كه ما اميران و ميهمانان شما هستيم ، و ما همان خاندانى هستيم كه خداوند فرموده : فقط خداوند اراده كرده است كه از شما خاندان هر گونه پليدى را بزدايد و پاك و پاكيزه گرداند . ( راوى گويد ) پس پيوسته آن حضرت در آن روز به سخنرانى خود ادامه داد تا اينكه ما كسى را در مسجد نمىديديم جز اينكه گريه مىكرد » .
پنجم - استشهاد حضرت سيّد الشّهداء عليه السّلام به آيه تطهير
در اشعارى كه به آن حضرت نسبت مىدهند كه در روز عاشورا در مقابل لشكر خواندهاند و صدرش اين است :
كفر القوم و قدما رغبوا * عن ثواب اللّه ربّ الثّقلين
هامش
( 1 ) « مجمع الزّوائد » ج 9 ص 172 باب فضائل اهل البيت ، « شواهد التنزيل » ج 2 ص 18 و در ص 19 به سند ديگر .