يؤلمنى ما يؤلمهم ، و يجرحنى ما يجرحهم « 1 » فاذهب عنهم الرّجس و طهّرهم تطهيرا ، فقالت : امّ سلمة : و انا يا رسول اللّه ؟ فقال : انت الى خير ، فىّ و فى اخى علىّ بن ابي طالب و فى ابنىّ و فى تسعة من ولد ابنى الحسين خاصّة ليس معنا فيها احد غيرنا ؟ فقالوا كلّهم : نشهد انّ امّ سلمة حدّثتنا بذلك فسألنا رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله و سلّم فحدّثنا كما حدّثتنا امّ سلمة .
حضرت به آن جماعت فرمود : اى مردم آيا مىدانيد كه خدا دربارهء ما آيه تطهير را فرستاده است و پيغمبر مرا و فاطمه را و دو فرزندم حسن و حسين را پهلوى خود آورد و بر سر همهء ما كساء انداخت و عرض كرد : بار پروردگارا اينان اهل بيت من هستند و پارهء گوشت من هستند ، به درد مىآورد مرا آنچه اينان را به درد آورد و جريحهدار مىكند مرا آنچه اينها را جريحهدار كند ، خدايا هرگونه رجس و پليدى را از آنان دور گردان و بدون هيچ گونه عيب پاكيزه و مبرّى قرارشان بده . امّ سلمه عرض كرد : يا رسول اللّه من هم هستم ؟ فرمود : عاقبت تو به خير است . اين امر تنها راجع به من است و به برادرم علىّ بن ابي طالب و دو فرزندم و به نه نفر از فرزندان فرزندم حسين . و هيچ كس غير از ما در اين طهارت و ذهاب رجس شركت ندارد ؟
آن جماعت گفتند : بلى ، ما همه گواهى مىدهيم كه امّ سلمه اين قضيّه را براى ما بيان كرد و بعد از آن ما از رسول خدا سؤال كرديم ، رسول خدا همان طورى كه امّ سلمه بيان كرده بود بدون هيچ كم و زياد بيان فرمود » « 2 » .
بارى اين حديث بسيار مشروح و مفصّل است و ما فقط همان فقرهء مورد نياز را كه آيه تطهير و شأن نزول آن نسبت به اهل بيت بود بيان كرديم .
علّامه نجم الدين شريف عسكرى گويد : اين حديث شريف كه در ميان علماء به حديث منا شده معروف است بسيارى از علماء شيعه و سنّت آن را تخريج كردهاند . از جمله حموينى شافعى در « فرائد السّمطين » ، و خوارزمى حنفى در « مناقب »
هامش
( 1 ) ظاهرا يجرحنى ما يجرحهم صحيح نباشد بلكه يحرّجنى ما يحرّجهم است كه در كتابت تصحيف شده است بنابر اين معناى آن چنين مىشود : مرا به ملالت و خستگى در مىآورد آنچه آنها را به ملالت و خستگى درآورد .
( 2 ) « غاية المرام » ص 67 و ص 68 حديث دوازدهم .