مردگان از اهل بيت او هستم ، و ثقه و امين او بر زندگان از امّت او ، پس تقوا را پيشه سازيد ، خداوند قدمهاى شما را ثابت مىكند و نعمت خود را بر شما تمام مىنمايد .
اين بگفت و به منزل برگشت » .
[ استشهادهاى امير المؤمنين ]
استشهاد دوّم امير المؤمنين به آيه تطهير در مقابل ابو بكر در غصب فدك
در « تفسير علىّ بن ابراهيم » با سند خود از حضرت صادق عليه السّلام در ضمن حديثى روايت كند كه قال : قال امير المؤمنين عليه السّلام لابى بكر : يا ابا بكر تقرأ الكتاب ؟ قال : نعم ، قال : فاخبرنى عن قول اللّه تعالى :
« إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً »
فيمن نزلت ، فينا أم فى غيرنا ؟ قال : بل فيكم « 1 » .
« حضرت امير المؤمنين عليه السّلام در هنگام غصب فدك و مؤاخذهء حضرت از ابو بكر به او گفتند : كتاب خدا را هيچ مىخوانى ؟ گفت : بلى ، حضرت فرمودند : خبر ده مرا از آيه تطهير دربارهء چه كسانى نازل شده ، دربارهء ما نازل شده يا دربارهء غير ما ؟ عرض كرد : دربارهء شما نازل شده است » .
احتجاج سوّم امير المؤمنين به آيه تطهير در مجلس شورا
شيخ صدوق در « امالى » با سند متّصل خود از عامر بن واثلة روايت مىكند
هامش
سورة من القرآن » است ، ظاهرا اشاره به تأويل و تفسير آيه 4 از سورهء 70 : معارج است : تعرج الملائكة و الرّوح اليه فى يوم كان مقداره خمسين الف سنة » ( فرشتگان و روح به سوى او بالا مىروند در روزى كه اندازهء آن پنجاه هزار سال است ) . يعنى روز صعود روح كه روز قيامت و پنجاه هزار سال است در دست من است . و اين سالى كه در اين سوره از قرآن يادآورى شده است در من منطوى است ، و دربارهء اين مطلب ملاى رومى در « مثنوى » جلد 6 ص 550 سطر 7 از طبع ميرخانى گفته است :پس محمّد صد قيامت بود نقد * ز آنكه حلّ شد در فنائش حلّ و عقد
زادهء ثانى است احمد در جهان * صد قيامت بود او اندر عيان
زو قيامت را همى پرسيدهاند * كاى قيامت ، تا قيامت راه چند
با زبان حال مىگفتى بسى * كى ز محشر حشر را پرسد كسى
به از اين گفت آن رسول خوش پيام * رمز موتوا قبل موت اى كرام
همچنان كه مردهام من قبل موت * ز آن طرف آوردهام من صيت و صوت
پس قيامت شو قيامت را ببين * ديدن هر چيز را شرط است اين. ( 1 ) « غاية المرام » ص 295 حديث سيزدهم .