اصحابش در روز قيامت بر ساير شهداء فضيلتى است .
اى جبّله ! زمانىكه ديدى خورشيد مانند خون تازه سرخ شد ، بدانكه آقاى تو و مولاى تو حسين را كشتند .
جبله مىگويد : روزى از منزل خارج شدم ، چون نظر بر ديوارها افكندم ، ديدم مانند ملحفههاى رنگين شده به عُصفُر ( گياهى است سرخ رنگ ) بهرنگ خون درآمده است .
پس ناگهان صيحه زدم و گريستم و گفتم : بهخدا سوگند كه آقاى ما حسين بن على را كشتند . « 1 »
هامش
( 1 ) « امالى » صدوق ص 77 و « علل الشرايع » ص 228 و در « بحار الانوار » ج 10 ص 224 اين داستان را از صدوق نقل مىكند