اى انسان تو با كوششى هر چه تمامتر و با جدّ و جهدى هر چه بيشتر بهسوى پروردگارت در حركت هستى و به شَرف ملاقات او خواهى رسيد !
همانطور كه انبياء از نقطه نظر سير و حركت طبيعى و طبعى و مادّى چون ساير افراد بشر در حركت هستند و از كوچكى به بزرگى ، و از ضعف بقوّت ، و از صغر جسم به كِبَر در حركتند ؛ و كريمهء شريفه :
« قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ »
( سورهالكهف ( 18 ) صدرآيه 110 ) .
بگواى پيامبر كه حقّا من انسانى همانند شما هستم .
و آيه
« وَ قالَ الْمَلَأُ مِنْ قَوْمِهِ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ كَذَّبُوا بِلِقاءِ الْآخِرَةِ وَ أَتْرَفْناهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا ما هذا إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يَأْكُلُ مِمَّا تَأْكُلُونَ مِنْهُ وَ يَشْرَبُ مِمَّا تَشْرَبُونَ »
( سوره المؤمنون ( 23 ) آيه 33 ) .
و گفتند مردمانِ پر از منيّت و استكبار از قوم پيامبرى كه ما بعد از نوح او را فرستاديم ؛ آن كسانىكه كفر ورزيدند و ملاقات آخرت را تكذيب كردند ، آن كسانىكه ما در زندگى حيوانى دنيا آنان را بهطغيان و فساد انداختيم :
اين مرد نيست مگر انسانى مثل شما ، مىخورد از آنچه شما از آن مىخوريد و مىآشامد از آنچه شما از آن ميآشاميد ؛ بر آن دلالت دارد .
همينطور از نقطه نظر كمالات روحى و بروز استعدادها و غرائز و صفات باطنى و ملكات ، مانند ساير افراد بشر در سير بوده ؛ و در مدّت درازاى عمر ، آن گوهرهاى نهفته و ناسفتهء خود را به مرحلهء ظهور و فعليّت تامّه مىرسانند .
كمال هر موجود فعليّت استعدادهاى همان موجود است
بحث چهارم : بهره و نتيجهء بفعليّت درآمدن استعدادها ، تابع مستقيمى است از خود استعدادها مثلًا فعليّت انسان تابع استعداد انسانى است ، فعليت حيوان تابع استعدادهاى همان حيوان است ؛ هيچگاه مثلًا شترمرغ در سير تكاملى خود ، فعليّت باز شكارى را نخواهد يافت ؛ و فعليّت و كمال گوسپند ، بروز استعدادهاى شتر و اسب نخواهد شد .
هر كدام از اين انواع مختلفه و اصناف متفاوتهء حيوانات در جهت همان غريزه و استعداد حركت كرده و همان قوّه و قابليّتى را كه در ذات آنان نهفته است به مقام ظهور و بروز و فعليّت و تماميّت مىرسانند .
هر يك از افراد انسان همانطور كه از نقطه نظر مادّه و طبع ، در جهت تكامل