دقّتى است كه وى به كار برده است . و چه نيكو گفته است :
آنچه پيش تو غير از آن ره نيست * غايت فهم تست الله نيست « 1 »
بلكه از ذات بگذريم ، صفاتى را كه ما براى خداى سبحان اثبات مىكنيم ، فقط به قدر گنجايش انديشهها و فهمها و بهاندازهء قواى وهميّه و تخيّلات ماست .
ما بر حسب عقول قاصرهء خودمان اعتقاد داريم كه خداوند سبحانه متّصف است به اشرف از دو صفتى كه در دو طرف نقيض با يكدگر قرار دارند « 2 » ، درحالىكه خداى تعالى ارفع و اجلّ مىباشد از جميع آنچه تو وى را بدانها توصيف مىكنى !
و در كلام امام أبو جعفر محمّد بن علىّ الباقر عليه السّلام بدين مهمّ اشاره كرده است آنجا كه فرموده است :
كُلُّ مَا مَيَّزْتُمُوهُ بِأَوْهَامِكُمْ فِى أَدَقِّ مَعَانِيهِ ، مَخْلُوقٌ مَصْنُوعٌ مِثْلُكُمْ ، مَرْدُودٌ إلَيْكُمْ ! وَ لَعَلَّ النَّمْلَ الصِّغَارَ تَتَوَهَّمُ أَنَّ لِلَّهِ تَعَالَى زُبَانَيَيْنِ ، فَإنَّ ذَلِكَ
هامش
( 1 ) اوّلش اينست :هست در راه او به وقت دليل * نطق تشبيه ، خامشى تعطيل
گر نگوئى ز دين تهى باشى * ور بگوئى مُشبِّهى باشى( تعليقه )گفتم همه مُلك حُسن سرمايهء تست * خورشيد فلك چو ذرّه در سايهء تست
گفتا غلطى ز ما نشان نتوان يافت * از ما تو هر آنچه ديدهاى پايهء تست( تعليقه )
( 2 ) مِن باب مثال ، در ما دو صفت متناقض وجود دارد : علم و جهل ، و ما مىگوئيم اشرف از ميان اين دو تا علم است ؛ پس خدا عالم است . و در ما دو صفت متناقض حيات و موت وجود دارد ، و چون در نزد ما حيات شريفتر از موت است ، مىگوئيم خدا حىّ است .