فرموده است :
« به جهت آنكه هر عزيزى و هر بىنيازى و هر سلطان حكمرانى ، عزّت و بىنيازى و حكمرانى را از وى به عاريت گرفته و در نزد خود به عنوان امانت نگهداشتهاند . پيشانىهاى آنها در دست قدرت حضرت حقّ تعالى مسخّر است .
يُعِزُّ مَنْ يَشاءُ ، وَ يُذِلُّ مَنْ يَشاءُ ، وَ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشاءُ ، وَ يَقْدِرُ عَلَى مَن يَشاءُ ، وَ يُؤْتى الْمُلْكَ مَنْ يَشاءُ ، وَ يَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ يَشاءُ .
« عزّت مىدهد كسى را كه بخواهد ، و ذلّت مىدهد كسى را كه بخواهد ، و روزى را گسترش مىدهد بر كسى كه بخواهد ، و روزى را تنگ مىكند بر كسى كه بخواهد ، و حكمفرمائى و تسلّط بر نفوس مىدهد كسى را كه بخواهد ، و حكمفرمائى و تسلّط بر نفوس را مىگيرد از كسى كه بخواهد . »
و اوست خداوند قادر و قاهرى كه بر فراز وى قدرتى و قهّاريّتى وجود ندارد ؛ بلكه اين صفات در دارندگان آنها مشوب است به صفات متقابلهء آن از ذلّت و نيازمندى و بر كنارى از حكمرانى ، بلكه اين صفات عين صفات متقابلهء آن هستند .
وَ هُوَ الْبَسِيطُ الصِّرْفُ وَ الْوَاحِدُ الْمَحْضُ الثّابِتُ لَهُ أشْرَفُ طَرَفَىِ الْمُقابِلاتِ .
« و اوست موجودى كه داراى بساطت صرفه و وحدت محضه مىباشد بهطورىكه شريفترين دو طرف صفات متقابله براى وى هستند . » « 1 »
و نيز در تفسير اين فقره : يَا مَنْ لَا شَرِيكَ لَهُ وَ لَا وَزِيرَ ، يَا مَنْ لَا شَبِيهَ لَهُ وَ لَا نَظِيرَ !
« اى كسى كه براى او شريكى و وزيرى نيست ، اى كسى كه براى او شبيهى
هامش
( 1 ) « شرح الاسماء » ص 657 ، ضمن تفسير فقرهء 74 ( عد ) از آن دعاى مبارك .