معنى كِبْر ( بزرگى ) شريكاند و وى از اين چيزها بزرگتر است ؛ درحالىكه حقّ متعال ساحتش أعزّ و اكرم است از آنكه چيزى با او گرچه در امرى جزئى باشد شريك قرار گيرد .
و از لطائف تعبيرات در اين سوره ( سورهء أسْرَى ) آنست كه اوّلين آيه آن با « تسبيح » آمده است ، و آخرين جملهء آن با « تكبير » ؛ با وجود اوّلين كلمه از آخرين آيه كه با لفظ « تحميد » وارد شده است . « 1 » و « 2 »
تفسير « بيان السّعادة » در مُفاد و محتواى آيه وَ قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ . . .
و در تفسير « بيان السّعادة » چنين آورده است كه :
خداوند پيغمبر را امر كرده است تا در كيفيّت توصيف حقّ تعالى جمع ميان تشبيه و تنزيه نمايد ، چه در گفتار و چه در اعتقاد و چه در مشاهده . بنابراين خداوند وى را امر كرد تا او را حمد نمايد ، يعنى ملاحظهء ظهور حقّ تعالى را در هر شىء و فىء ( در موجودات اصيل و ثابت ، و در سايهها و أظلال ) بكند ؛ با تنزيه پيامبر حقّ را از اصول نقائص كه عبارت باشد از اعتقاد داشتن به موجود دوّمى در برابر خدا ، چه آنكه آن موجود ثانى تحت قدرت او باشد يا در برابر او باشد و يا فراتر و برتر از او بهطورىكه در صورت اخير حقّ محتاج به او باشد و بنابراين گرد و غبار عجز بر دامانش بنشيند .
زيرا ذلّت و مسكنت از آن پديدار مىگردد كه نتوان براى دفع مضرّت و يا جلب منفعت كارى انجام داد . و چون اين امر خدا به پيغمبر ايهام آن را مىنمود كه مىتوان وى را توصيف كرد و معرفت به او حاصل كرد ، براى بار دوّم امر كرد
هامش
( 1 ) يعنى اوّلين كلمه از سوره لفظسُبْحانَ الَّذِيو آخرين كلمهء آن لفظوَ كَبِّرْهُ تَكْبِيراًو لفظ اوّل از آيه آخر لفظوَ قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِاست ؛ كه اوّلين ، تسبيح و آخرين ، تكبير و ابتداى آخرين آيه تحميد مىباشد .
( 2 ) « الميزان فى تفسير القرآن » ج 13 ، ص 241 و 242