« پس اگر تو معتقد به تشبيه بوده باشى ، حقّ تعالى را محدود كردهاى ! و اگر تو معتقد به تنزيه بوده باشى ، پس حقّ تعالى را مقيَّد نمودهاى !
و اگر هم معتقد به تنزيه و هم معتقد به تشبيه بوده باشى ، يعنى در عين تنزيه او را تشبيه و در عين تشبيه او را تنزيه بنمائى ، در اين صورت راه سَداد را پيمودهاى و در معارف الهيّهء حضرت حقّ تعالى پيشوا و سيّد و سالار جميع موحّدان خواهى گشت ! »
در آيات كريمهء قرآنيّه و اخبار شريفهء وارده از مصادر وحى بقدرى دليل بر بطلان تنزيه صرف به اين معنى كه او را از اسماء و صفاتش هم تنزيه كنيم وارد شده است كه از حدّ إحصاء خارج است . در مسألهء تشبيه صرف به موجودات و مخلوقات هم مسئله چنين است .
بناءً على هذا اين دو مكتب معروف ، باطل مىباشند « 1 » .
مكتب حلول و اتّحاد باطل است
يك مكتب داريم به اسم مكتب حُلول . مىگويند : ذات خداوند حلول مىكند در داخل موجودات . اعمّ از آنكه كسى بميرد و خداوند حلول كند در موجود دگرى ، و يا آنكه ابتداءً در موجودى حلول نمايد . اين عقيده هم باطل است .
هامش
-و ان قلتَ بالامرينِ كنتَ مسدِّدا * و كنتَ إمامًا فى المعارف سيِّدا »( « شرح منظومهء حكمت » طبع ناصرى ، ص 298 و 299 )
( 1 ) . خواجه نصير الدّين طوسى در خطبهء كتاب « أوصاف الاشراف » مىفرمايد :
« هر عبارت كه در نعت او ايراد كنند و هر بيان كه در وصف او بر زبان رانند ، اگر ثبوتى باشد از شائبهء تشبيه معرّا ، در تصوّر نيايد ؛ و اگر غير ثبوتى بود از غائلهء تعطيل مبرّا ، در توهّم نيفتد . در اين جهت پيشواى اصفيا و مقتداى اوليا و خاتم انبيا محمّد مصطفى صلّى الله عليه و آله و سلّم گفت : لا احْصى ثَناءً عَلَيْكَ ؛ أنْتَ كَما أثْنَيْتَ عَلَى نَفْسِكَ ، وَ أنْتَ فَوْقَ ما يَقولُ الْقائِلونَ ! »