كالانعام هم كه خبر از هيچ چيز ندارند ، گرز وحدت وجودى را بر سر آنان مىكوبند . و ايشان به عنوان كافر مُلحد زنديق خارج از دين ، صبغهء نَجس العَين به آنان زدهاند تا مردم از صدمترى دستشان به آنان نرسد .
مخالفت با معتقدين به وحدت وجود ، عبارةٌ اخراى مخالفت با اهل توحيد است ؛ يعنى با موحّدين .
مشركين عرب و بالاخصّ قريش كه مخالفت با رسول اكرم صلّى الله عليه و آله مىكردهاند ، بر اساس توحيد و يگانه دانستن و يگانه شمردن مبدأ و معاد و جميع امور ما بينهما بوده است .
آنان مىگفتهاند : اين مرد زنديق و ملحد است ، سحر مىكند ، و به توحيد فرا مىخواند ؛ و اين خروج از دين و آئين و سنّت ماست . او مردى است پليد ! يا وى را بدين جرم و جريمه بايد بكشيم ، و يا از شهر و ديارمان بيرون كنيم ، يا خانه را بر سرش آوار آوريم ، يا در عزلت و انزوا تنها و تنها خودش و پيروانش را محصور كنيم !
وَ عَجِبُوا أَنْ جاءَهُمْ مُنْذِرٌ مِنْهُمْ وَ قالَ الْكافِرُونَ هذا ساحِرٌ كَذَّابٌ .
أَ جَعَلَ الْآلِهَةَ إِلهاً واحِداً إِنَّ هذا لَشَيْءٌ عُجابٌ .
وَ انْطَلَقَ الْمَلَأُ مِنْهُمْ أَنِ امْشُوا وَ اصْبِرُوا عَلى آلِهَتِكُمْ إِنَّ هذا لَشَيْءٌ يُرادُ .
ما سَمِعْنا بِهذا فِي الْمِلَّةِ الْآخِرَةِ إِنْ هذا إِلَّا اخْتِلاقٌ .
أَ أُنْزِلَ عَلَيْهِ الذِّكْرُ مِنْ بَيْنِنا بَلْ هُمْ فِي شَكٍّ مِنْ ذِكْرِي بَلْ لَمَّا يَذُوقُوا عَذابِ
. « 1 »
« و كافران به شگفت درآمدند كه يك نفر رسول بيمدهنده از جنس
هامش
( 1 ) آيات 4 تا 8 ، از سورهء 38 : ص