- به هر زبانى مىخواهد باشد و اصلًا كار به زبان آن ندارد - از همين حروف تشكيل يافته و مواد نخستين و خمير مايهء قرآن ، همين حروف است . اگر تصور مىكنيد كه اين قرآن زاييدهء انديشه و ساختهء فكر من است برخيزيد به كمك يكديگر نظير آن را بياوريد . و اين هدف ، غير از آن است كه بگوييم هدف از آوردن اين حروف ، اشاره به عربى بودن آن است .
اينجا پاسخ يك سؤال باقى مىماند و آن اينكه همهء عربها مىدانستند ريشه و اساس قرآن همين حروف هجايى و الفباى عربى است ديگر چه لزومى داشت به اين مطلب اشاره شود .
پاسخ اين سؤال روشن است ؛ زيرا جامعهء عربى اگر چه توجه داشتند اين قرآن از همين كلمات تركيب يافته است ، ولى از نتيجهاى كه قرآن از اين مقدمهء روشن گرفته است كاملًا غافل بودند ؛ زيرا قرآن از اين مقدمهء روشن و همگانى چنين نتيجه مىگيرد كه اين قرآن نمىتواند ساختهء فكر بشر باشد ، چرا كه در اين صورت ، همه بايد بتوانند چنين كارى انجام دهند .
يكى از نوآورىهاى قرآن در ارشاد و توجه مردم به حقايق ، اين است كه از يك رشته امور فطرى و وجدانى و همگانى ، عالىترين نتيجه را مىگيرد ؛ مثلًا مىفرمايد :
« إِنَّكَ مَيِّتٌ وَ إِنَّهُم لَميِّتونَ ؛ « 1 »
تو مىميرى و آنان نيز خواهند مرد » .
در اينكه چراغ عمر پيامبر و تمام افراد بشر به خاموشى خواهد گراييد ، سخنى نيست ؛ ولى هدف قرآن از يادآورى اين موضوع اين است كه آنان را توجه دهد براى پس از مرگ فكرى كنند و به اين عمر محدود ، اين قدر اهميت ندهند و به فكر زندگى ديگرى باشند كه پيوسته و نامحدود است .
دليل اينكه همهء حروف را نياورده است از توضيحى كه قبلًا داديم روشن
هامش
( 1 ) . زمر ( 39 ) آيهء 30 .