روى اين موضوع تكيه نموده و مىفرمايد :
« قُلْ يُحْيِيهَا الَّذى أَنْشَأَهَا أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ هُوَ بِكُلِّ خَلْقٍ عَليمٌ ؛ « 1 »
بگو : خدايى كه آنان را در آغاز خلقت آفريد ، بار ديگر آنها را زنده مىكند و او به اسرار آفرينش هر موجودى عالم و داناست » .
و نيز مىفرمايد :
« أَفَعَيينَا بِالْخَلْقِ الأوَّلِ بَلْ هُمْ فى لَبْسٍ مِّنْ خَلْقٍ جَدِيدٍ ؛ « 2 »
آيا ما از آفرينش نخستين خسته و يا ناتوان شديم ( كه نسبت به باز گشت آنها عاجز شويم ) بلكه آنان دربارهء آفرينش جديد در شك و ترديد هستند » .
براى توضيح بيشتر لازم است آياتى را كه در زمينهء « ياد آورى آفرينش نخستين » وارد شدهاند ، در اين جا بياوريم :
« وَ ضَرَبَ لَنا مَثَلًا وَنَسِىَ خَلْقَهُ قالَ مَنْ يُحْىِ العِظامَ وَ هِىَ رَمِيمٌ قُلْ يُحْييهَا الَّذى أَنْشَأهَا أَوَّل مَرَّةٍ وَ هُوَ بِكُلِّ خَلْقٍ عَليمٌ . . . ؛ « 3 »
حادثهاى را براى ما توصيف نمود ( استخوان مرده را ساييد و در هوا پخش كرد ) و گفت : چه كسى اين استخوانهاى پوسيده را زنده خواهد كرد ؟ بگو :
همان خدايى كه آنها را بدون هيچ سابقهاى براى نخستين بار آفريد او به راز آفرينش هر موجودى عالم و آگاه است » .
در برخى از آيات توجه منكران را به مراحل پيشين آفرينش انسان ، از خاك تا مراحل گوناگون جنينى جلب نموده است ؛ زيرا هر يك از اين مراحل ، آفرينش جديدى است و اگر آفرينش مجدد ممكن نباشد بايد تكامل جنين در تمام اين مراحل متوقف گردد ؛ مثلا آن جا كه مىفرمايد :
هامش
( 1 ) . يس ( 36 ) آيهء 79 .
( 2 ) . ق ( 50 ) آيهء 15 .
( 3 ) . يس ( 36 ) آيهء 78 و 79 .