بدكاران كسى گمراه نمىگردد . »
مولوى اين حقيقت را در ضمن مثلى مجسم مىكند ومىگويد : مثل قرآن مانند طناب چاه است كه گروهى به وسيلهء آن از چاه بيرون مىآيند وبرخى به وسيلهء آن در درون آن وارد مىشوند ، اين تقصير طناب نيست ، بلكه تقصير آن كسى است كه از آن به طور معكوس استفاده مىكند ؛ چنانكه مىگويد :
از خدا مىخواه تازين نكتهها * در نلغزى ورسى در انتها
زآن كه از قرآن بسى گمره شدند * زين رسن قومى درونِ چَه شدند
مررسن را نيست جرمى اى عنود * چون تو را سوداى سربالا نبود
نكات آيات
1 . در آيهء دوم از آيات مورد بحث مىفرمايد : « الكتابُ الحكيم » . همگى مىدانيم كه حكيم يكى از اسما وصفات خداست . قرآن مجيد بهطور مكرر خدا را به اين صفت توصيف نموده است . حكيم به كسى مىگويند كه هركارى را تحت ضابطهاى و براى هدفى انجامدهد « 1 » و از كارهاى لغو و بيهوده بپرهيزد .
هامش
( 1 ) . از قديم الأيام ، حكيم را چنين تعريف كردهاند : « مَنْ يضَعُ الأشْياءَ مَواضِعَها . »